آیا می دانید نسبت به نماز اهل خانه وظیفه دارید، قال الله تبارک و تعالی فی کتابه: وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَوةِ وَاصْطَبِرْ عَلَیْهَا لَا نَسْئَلُكَ رِزْقاً نَّحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَقِبَةُ لِلتَّقْوَى‏ (آیه ۱۳۲ سوره مباركه طه) وخانواده ‏ات را به نماز فرمان ده و بر آن پایدار باش. ما از تو روزى نمى‏ خواهیم، (بلكه) ما تو را روزى مى‏ دهیم، و سرانجامِ (نیكو) براى (اهل) تقوا است.»

چرا كودكان و نوجوانان براى اداى فریضه نمازصبح برنمى خیزند یا به سختى و با غرولند و پرخاشگرى برمى خیزند؟ كم نیستند كودكان و نوجوانانى كه نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء را -باوجود تعداد بیشتر ركعات- مى خوانند اما از خواندن نماز صبح اكراه دارند. حقیقت این است كه خواب صبحگاهى شیرین و دلچسب است و به قول صائب:
آدمى پیرچو شد حرص جوان مى گردد          خواب در وقت سحرگاه گران مى گردد

اما تنها دلیل برنخاستن براى نماز همین نیست. بسیار اتفاق افتاده است كه براى برنامه اى دلچسب و موردعلاقه، فرزندان توصیه مى كنند صبح زود ما را بیدار كنید یا خود تمهیداتى براى بیدار شدن مى اندیشند.
پس باید دید علل و عوامل سهل انگارى یا بى رغبتى نسبت به نماز صبح چیست؟
چرا گاهى فرزندانمان نماز نمى خوانند؟
پیش از پرداختن به این پرسش كه چگونه فرزندانمان را به برپایى نماز صبح دعوت كنیم، باید بپرسیم چرا، گاه فرزندان نماز نمى خوانند؟ علل و عواملى چند در این بازدارندگى یا سهل انگارى و بى رغبتى مؤثرند:
۱- عوامل و علل اعتقادى
وقتى كودك و نوجوان فاقد باور عمیق و ریشه دار نسبت به خدا و معاد باشد نه پشتوانه اى از عشق دارد تا او را برانگیزد و نه انگیزه اش چون خوف و هراس از بازخواست اخروى تا او را به اداى تكلیف دینى وادارد. آن كه صبحگاهان با وجود همه جاذبه هاى خواب، بستر را رها مى كند و به نماز مى ایستد یا از سر عشق و شیفتگى و معرفت به پروردگار است یا لااقل ترس از مجازات و آن كه روشنى یقین در دل ندارد شوق برپایى نماز نخواهد داشت.
۲- نمادها و نمودهاى نامطلوب دینداران
كودكان و نوجوانان كنجكاوانه و دقیق زندگى ما را مى كاوند، اگر ما به نمازشان بخوانیم و آنها ما را به عنوان نمازگزار در ارتكاب گناه و ناشایسته بى پروا ببینند میان «نماز» و «رفتار» به جست وجوى رابطه مى پردازند و احیاناً چنین داورى و نتیجه گیرى مى كنند كه نمازگزاران چنین اند. همین كافى است كه نماز را متهم كنند و از آن گریز و پرهیز پیدا كنند.
۳- رفتارهاى گناه آلود و ناروا
اگر نماز از فحشا و منكر بازمى دارد، فحشا و منكر نیز مى تواند بازدارنده از نماز باشد! وقتى فضاى زندگى ما از دروغ، فریب، حرام خوارى، غیبت و حرمت شكنى تباه و سیاه شود، بازتاب آن نه تنها در نماز ما كه در نماز و كنش هاى دینى فرزندانمان محسوس و مشهود است. نه خود گناه كنیم و نه فضایى لغزاننده و گناه زا براى فرزندانمان فراهم كنیم. رهاورد چنین فضاى مهذبى اقبال فرزندان به نماز خواهد بود.
 
هنگام نشاط، بهترین فرصت براى عبادت
۴- جزر و مدها و زیر و بم هاى درونى
روح انسان دستخوش دگرگونى هاى دائمى است. عناصر و عوامل گوناگونى در جان انسان آشوب مى آفرینند. در هنگام اقبال و نشاط بهترین فرصت براى دعوت به عبادت حتى عبور از مرز «فرائض» به نوافل است و در هنگام بى نشاطى یا ادبار، خط قرمز ورود به حوزه نوافل و درنگ و توقف در قلمرو فرائض. شناخت این جزر و مدها و ایجاد ارتباط سنجیده در آن موقعیت، در رفتارها، موضع گیرى ها و نگرش هاى آینده فرد بسیارمؤثر است.
 
والدین از نماز استفاده ابزارى نكنند
۵- انتظار و تلقى ناروا از نماز
وقتى جایگاه نماز درست تحلیل و تبیین نشود ممكن است بعد از مدتى نماز كنار گذاشته شود یا منظم برپا نشود كه این نیز به حذف نماز مى انجامد.
گاه از نوجوان مى پرسیم چرا نماز نمى خوانى؟ و پاسخ این است كه هرچه از خدا خواستم كه به فلان خواسته و آرزویم برسم، نرسیدم و دیگر نماز نمى خوانم، یا مدتى نماز خواندم و دیدم مشكلم حل نشد یا به خواسته ام نرسیدم، دیگر نمى خوانم! استفاده ابزارى از نماز، القاى خانواده ها كه اگر نماز بخوانى، در امتحان قبول مى شوى و نماز را درحد مشكل گشاى مسائل عادى زندگى -حتى گاه خواسته هاى نامعقول- تلقى كردن، آفت و آسیب بزرگ براى نماز خواندن است .
مشهور آن است كه در فصل امتحان، نماز خواندن دانش آموزان رایج تر مى شود و پس ازامتحان- به خصوص اگر با ناكامى مواجه شوند- تعطیل مى شود!
چنین تصویر و تصورى از نماز و فرو كشیدن آن درحد گره گشایى از مشكلات معمول، ستمى بزرگ است. گزارش هایى از مدارس دریافت مى شود كه گاه معلمان و مربیان در چنین القائاتى با دیگران هم داستان و هم زبان مى شوند.
۶- تجربه هاى تلخ از نماز یا محیط مذهبى
كودك و نوجوان با اشتیاق به مسجد مى آید اما در مسجد با برخورد ناروا مواجه مى شود، گاه فضاى مسجد ذوق و شوق و طبع حساس او را برنمى انگیزد و خاطره تلخ، چاشنى آمدن مى شود. این رویداد كه گاه تا همیشه بر روح و نگرش انسان سایه مى اندازد، گریزگاه وى مى شود و جدایى و حتى نفرت وى را برمى انگیزاند، باید تجربه هاى نخستین كودكان از مسجد با شیرینى و لطافت همراه باشد و از تحقیر، تمسخر، توهین و هر حركتى یا حادثه اى كه تند و تلخ و شكننده باشد پرهیز شود.
 
قدرت گروه همسالان را دست كم نگیرید
۷- تأثیر منفى دوستان و گروه همسالان
كودك و نوجوان چشم به دهان دوستان مى دوزند و رفتارهاى «جمعى دوستان» آنان را بشدت جذب و به همسانى رفتار مى كشاند. آن ها مى خواهند صرفاً به كارهایى بپردازند كه «همه» آن را انجام مى دهند. بى تردید شما نیز مى توانید به یاد بیاورید كه زمانى چنین بوده اید. هیچ گاه قدرت گروه همسالان را دست كم نگیرید. آسان نیست كه متفاوت عمل كنیم و یا این كه در مقابل اكثریت باشیم. مراقبت در طیف دوستان، مداخله سنجیده و هشیارانه در انتخاب دوستان و حتى تأثیر در حلقه آنان، نوعى مصونیت بخشى معنوى خواهد آفرید كه نمازگزارى فرزندان را تضمین مى كند. خانواده هایى كه فرزندان رها شده دارند و مراقبت و دقت در معاشرت ها و روابط فرزندان ندارند دچار مشكلات حاد رفتارى و ریزش هاى معنوى فرزندان خواهند شد.
۸- انباشت پرسش ها و تردیدها
كودك و نوجوان پرسشگر و كنجكاوند. براساس حق پرسشگرى و كنجكاوى، كودك و نوجوان از نماز هم مى پرسند، چرا نماز؟ چرا این گونه؟ چرا هروقت دلم خواست نخوانم؟ چرا به هر سمت نخوانم؟ چرا هر مقدار دوست داشتم و كشش داشتم نخوانم؟ اصلاً چرا بخوانم؟ و چرا... اگر این پرسش ها، پاسخ دقیق و مجاب كننده نیابند یا پرسشگر به دلیل سؤال، تحقیر و تمسخر و متهم شود و یا پاسخ ها انحرافى باشد، موریانه تردید، شك، تزلزل و درنهایت پرهیز و ستیز وجود وى را پرخواهدكرد. ایجاد موقعیت ها و فرصت هایى براى سؤال، حتى طرح سؤالات احتمالى در فضایى سرشار از عاطفه و محبت، تشویش ها و تردیدها را مى زداید.
 
در هنگام خستگى اصرار در برپایى نماز نكنیم
۹- خستگى و سستى
نماز باید با نشاط و سرزندگى برپاشود. در سستى و رخوت، در بى حالى و بى رغبتى حتى اگر نماز برپاشود چندان مناسب نیست. در هنگام خستگى و رخوت اصرار در برپایى نماز نكنیم. حتى توصیه كنیم كه هم اكنون نماز نخوان، خسته اى. به استراحت نیاز دارى، خودم براى نماز بیدارت مى كنم. این جملات ملاطفت آمیز و آرام به جاى نمازى شتاب زده نمازى با آرامش را رقم مى زند.
 
نماز اول وقت باید به فرهنگ تبدیل شود
۱۰- تأخیر و تسویف
گاه به هر دلیل، نماز به تأخیر مى افتد. جاذبه هاى فراوان در زندگى كودك و نوجوان، مشغولیت هاى آنى، قرارگرفتن در موقعیت هاى لذت بخش بویژه بازى با دوستان موجب مى شود كه نماز به بعد موكول شود! اول وقت خواندن نماز باید به فرهنگ تبدیل شود. وقتى ما بزرگ ترها و مربیان و متولیان تربیت به نوعى تقیید در نماز اول وقت برسیم و فضاى مناسب را نیز فراهم كنیم از چنین ضایعه اى جلوگیرى خواهیم كرد. باید دقت شود نماز اول وقت طولانى یا همراه با چاشنى هاى وقت گیر نباشد.
۱۱- بى اعتنایى خانواده به نماز
مشاهده و تقلید رفتارهاى والدین در دوران كودكى، بارزترین رفتار كودك در خانه است. كودكان و نوجوانان گاه دچار تعارض ها و ناهمخوانى هاى خانه و مدرسه هستند، در مدرسه نماز جماعت هست اما در خانه از این فضیلت ها و ارزش ها نیست. خانواده هایى كه به نماز بى اعتنا باشند هرگز نمى توانند انتظار داشته باشند كه فرزندانشان به نماز پا یبند و متعهد باشند.
صبح را با خبرهاى هیجان آمیز و شیرین همراه كنید
در خانواده هاى ما بسیارى اوقات، شب لبریز از خبر و خاطره است، تلفن زدن ها، شوخى ها، میهمانى ها و گفت وگوها در شب اتفاق مى افتد، اگر صبح با برخى خبرهاى هیجان آمیز و شیرین همراه باشد، باز كردن یك هدیه به صبح موكول شود و... انگیزه هایى براى بیدارى كودك و نوجوان فراهم مى شود.
 
شب ها زودتر بخوابید!
زندگى مدرن امروز، چند شغلگى و دیر به منزل رسیدن پدر و مادر و دیگر اعضاى خانواده، میهمانى هاى شبانه، تماشاى برنامه هاى تلویزیون و دیگر سرگرمى هاى شبانه در برنامه خواب فرزندان نیز اثر مى گذارد. در خانواده هاى امروزى گاه صداى قاشق و چنگال ها در نیمه شب شنیده مى شود، معلوم است كه این خانواده ها چه وقت مى خوابند و صبح با چه وضعیتى بیدار مى شوند. فرزندان به تبع این نوع زندگى، حتى صبح براى مدرسه رفتن هم مشكل دارند. به دلیل كم خوابى، خستگى و شرایط پشت سر گذاشته شبانه، از خوردن صبحانه نیز مى پرهیزند. در شب توصیه بر سبك خوردن، اوایل شب خوردن و خواب به موقع باید كرد. اگر برنامه زمانى خواب معین شود وخانواده به نظم و انضباط در این باره برسد به حل یكى از عناصر تأثیرگذار در دیر برخاستن و ادا نكردن فرضیه صبح رسیده است.
تصویرهاى برگرفته در شب، در جریان خواب و صدالبته در همه زندگى بازتاب خواهد داشت، به عبارت دیگر فرزندان ما با چه تصورهایى تا رختخواب بدرقه مى شوند؟ اگر وقت خواب، كنار كودك باشیم و با قصه هایى دلنشین بیدارى اش را به خواب گره بزنیم و در آخرین لحظه ها بگوییم كه منتظرم صبح فرشته ها در اتاقت نماز قشنگت را گوش بدهند یا ان شاءالله صبح صدایت مى زنم تا با خداى مهربان گفت و گو كنى، مطمئن باشیم صبح براى بیدار كردن كمتر با مشكل مواجه مى شویم.
 
نبود صمیمیت و صراحت در طرح مسأله بلوغ
یكى از مشكلات فرهنگى جامعه ما نبود آموزه هاى درست، بموقع و همه جانبه بلوغ است. در نظام آموزش و پرورش هنوز هیچ برنامه مشخص و روشنى در این باره وجود ندارد. شرم و حجب و حیاى حاكم بر خانواده ها مانع طرح این مسأله مى شود... دوران بلوغ دختران مسئولیت هاى ویژه شرعى و موقعیت هاى خاصى را همراه دارد و اگر پدر و مادر، آگاهى بخشى و آگاهى یابى كافى از این مسأله نداشته باشند ممكن است به تعطیلى تكالیف در دیگر موقعیت ها منجر شود. در مدارس راهنمایى، پسران جوان صبح وقتى برمى خیزید و نیازمند نظافت و غسل هستند به علت نبود زمینه سازى خانواده ها دچار مشكل مى شوند و گاه به ناگزیر با همان وضعیت نماز برپا مى كنند. بلوغ مثل هر رویداد دیگر باید در خانواده ها مطرح شود و پدر و مادر راهنمایى هاى لازم و درست در اختیار فرزندان قرار دهند. اگر چندبار نوجوان صبح نتواند نماز بخواند به علت احتلام صبحگاهى، ممكن است نه تنها نماز صبح كه به «همه نماز» آسیب برساند.
پرتگاه افراط و تفریط در مسیر تربیت نسل جدید قربانى فراوان مى گیرد. گاه خانواده ها همه «شدت»اند و گاه همه «رحمت».
مهربانى و رحمت، انعطاف و نرمش لازمه تربیت سازنده اند اما نباید غافل بود كه گاه «قاطعیت» ضرورت تربیت است. جالب است كه در روایات بارها به جدى گرفتن نماز در كودكى و دوران بلوغ تأكید شده است. «امیرالمؤمنین» فرمود: از هفت سالگى نماز را به بچه ها آموزش دهید ولى از وقتى كه به تكلیف رسیدند بسیار جدى بگیرید.»
اگر خانواده ها براى نماز جدى باشند و خود در وقت نماز به هیچ چیز دیگر نپردازند و با لحنى آمیخته با جدیت و قاطعیت- نه تندى و خشونت و تحقیر- دیگران را به نماز دعوت كنند، فرزندان درمى یابند كه نماز، از برنامه هاى خانواده است و به آن پایبند خواهند شد. فقدان جدیت كه گاه خود را در قالب جملاتى چون دلم نمى آید صبح بیدارش كنم، عیب ندارد وقتى بلند شد مى گویم قضایش را به جا آورد، خدا مى بخشد و... موجب مى شود كه «نماز» محذوف زندگى باشد بى آنكه پدر و مادر خود را مقصر بدانند!
وقتى از قاطعیت سخن مى گوییم، بال دوم تربیت یعنى رحمت و محبت بیشتر باید دیده شود. وقتى صبح با محبت، نرمى و مهربانى، كشیدن دست لطف بر پیشانى و بوسه كودك را بیدار مى كنیم و سپس «نماز» او را ستایش مى كنیم، خاطره اى شیرین و موقعیتى مثبت براى استمرار برپایى نماز فراهم كرده ایم. یكى از دوستان مى گفت: گاه صبح فرزند نوجوانم را بیدار مى كنم و به آرامى براى نماز آماده مى سازم، وقتى نماز را بر پا مى كند به او اقتدا مى كنم و پس از نماز مى گویم: «عزیزم نماز تو با این دل پاك پذیرفته است، دوست دارم به نمازى اقتدا كنم كه فرشتگان آسمان به آن افتخار مى كنند.»
 
انتظارات ناهمخوان با واقعیت
آنچه ما از دیگران بویژه از فرزندان مى طلبیم عمدتاً آرمان طلبانه است تا واقع بینانه. وقتى انتظارات بالا مى رود و كودك و نوجوان نمى توانند انتظارات را برآورده كنند ممكن است مورد تحقیر و شماتت قرار گیرند. به طور مثال میزان خواب در بزرگسالى همچون كودك نیست. انگاره و فهم آنان از نماز معادل درك و بینش بزرگترها نیست. نباید انتظار داشت مثل ما بستر را رها كنند. گاه همین انتظارات فراتر از واقعیت به تعطیلى نماز مى انجامد. گاه كودك و نوجوان قول نماز خواندن مى دهند و اندكى بعد دوباره كه به سراغشان مى رویم، به خواب رفته اند، در چنین مواقعى نباید خشمگینانه برخورد كرد. ایجاد فضایى مناسب براى گذر از نماز شتاب زده و رخوتناك لازم است.
پیش زمینه نماز صبح از شب فراهم نشود
اگر بگوییم هر كس مى خواهد صبح اول وقت بیدارش كنم، اعلام كند، از همان شب زمینه فراهم شده است، این برخاستن دیگر تحمیل نیست، «خواسته» است. اگر بگوییم ساعت را تنظیم كنید یا اراده كنید كه صبح برخیزید، نوعى تلقین فراهم شده است. مراقب باید بود نماز صبح، نماز شروع است، اگر برپا نشود، به برپایى نماز ظهر و عصر چندان امیدى نیست. بهتر است «ما» بیدار نكنیم یا لااقل همیشه ما این مسئولیت را به عهده نگیریم. گاه فرزندان خود مسئول و چاره اندیش بیدارى خودشان باشند.

دكتر محمدرضا سنگرى






طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 
برچسب ها: فرزندان و نماز صبح، چرا گاهى فرزندانمان نماز نمى خوانند؟، تأثیر منفى دوستان و گروه همسالان،
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 22 فروردین 1390 | توسط : ابوالفضل حسن نژاد | نظرات()