آیا می دانید نسبت به نماز اهل خانه وظیفه دارید، قال الله تبارک و تعالی فی کتابه: وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَوةِ وَاصْطَبِرْ عَلَیْهَا لَا نَسْئَلُكَ رِزْقاً نَّحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَقِبَةُ لِلتَّقْوَى‏ (آیه ۱۳۲ سوره مباركه طه) وخانواده ‏ات را به نماز فرمان ده و بر آن پایدار باش. ما از تو روزى نمى‏ خواهیم، (بلكه) ما تو را روزى مى‏ دهیم، و سرانجامِ (نیكو) براى (اهل) تقوا است.»



     قُلْ إِنَّ صَلاتی‏ وَ نُسُكی‏ وَ مَحْیایَ وَ مَماتی‏ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ    (أنعام : 162)
بگو: «نماز و تمام عبادات من، و زندگى و مرگ من، همه براى خداوند پروردگار جهانیان است».
امام خمینى در کلامی مى فرماید: ما اصلاً نمی توانیم شكر نماز را به جاى آوریم، نماز نعمتى است كه خدا داده تا ما بتوانیم به وسیله آن با ساحت قدس الهى ارتباط پیدا كنیم. ( 420 داستان از نماز و عبادت امام ص 18 )
مقام معظم رهبرى حضرت آیت الله امام خامنه اى

«او عبد صالح و بنده خدا به معناى واقعى بوده، من هیچ تعبیرى بهتر از این تعبیر زیباى عبد صالح، براى امام پیدا نمی کنیم.»(سخنرانى 18 / 3/ 68 )  

از آنجا كه نماز در بین عبادات داراى جایگاه ویژه اى است و تأكید مستقلى نسبت به آن در مقایسه با دیگر عبادات صورت گرفته است (طبق آیه بالا)، جلوه هایى از نماز و عبادت این بزرگ مرد الهى را یادآورى می كنیم.


1- شوق ملاقات با خدا در حال نماز
آقاى غلامحسین احمدى می گوید: عصر روز پانزده خرداد كه امكان یورش وحشیانه به خانه امام هر لحظه شدیدتر مى شد، بعضى ها به فكر افتادند كه در خانه بسته شود، غضب سنگینى امام را فرا گرفت و با فریاد گفت: در خانه باید باز باشد، پس از آن امام خطاب به حاضرین و اطرافیان دستور برپا داشتن نماز را دادند و گفتند: چه بهتر به پا خیزیم و نماز بگزاریم كه اگر دژخیمان حمله كردند ما در حال نماز باشیم و به فوز بزرگ نایل شویم و در حال رفتن به درگاه خداوند ما را مورد هجوم قرار دهند، این بزرگ ترین رسوایى براى آنها و برترین موفقیت براى ماست.
( 420 داستان از نماز و عبادت امام خمینى، ص 25 )

2- نماز اول وقت

- معنى اهمال و سبك شمردن نماز


امام خیلى به نماز اول وقت اهمیت مى دادند. روایتی از امام جعفر صادق علیه السلام نقل مى كردند كه «اگر كسى نمازش را سبك بشمارد، از شفاعت شان محروم مى شود».
من یك بار به ایشان عرض كردم: سبك شمردن نماز شاید به این معنى باشد كه شخص نمازش را یك وقت بخواند و یك وقت نخواند، گفتند: نه این كه خلاف شرع است. منظور امام صادق علیه السلام این بوده كه وقتى ظهر مى شود و فرد در اول وقت نماز نمى خواند، در واقع به چیز دیگرى رجحان داده است.
(چهل چراغ معنوى ص 14 به نقل از محمود بروجردى)


-
تذکر برای نخواندن نماز اول وقت

یك شب ساعت هفت بود كه رفتم منزل امام، وقتى خلاصه اخبار را شنیدم، بعد با عجله گفتم: بلند شوم نمازم را بخوانم. وقتى نمازم را خواندم و برگشتم خدمت امام، آقا گفتند: «من احساس می كنم مسئولم اگر به تو نگویم، من مطلبى را می خواهم به تو بگویم»
گفتند: اگر نگویم می ترسم مسئول باشم. شما چرا این قدر اهمال می كنى به نمازت؟ گفتم: دانشكده علوم بودم. بعد از آن جا هم جاى دیگرى رفتم، بعد از آن جا به منزل آمده ام. امام گفتند:
نه برنامه ات را جورى كن كه نمازت اول وقت باشد. می دانى نماز ستون دین است و اگر نماز قبول نشود به هیچ عبادتى نگاه نمى كنند. آن وقت یك مثالى از یك فردى زدند كه اسم او در خاطرم نیست، آقا گفتند: یك كسى این طور بوده كه در خیابان اگر داشت مى رفت و صداى اذان را مى شنید از ماشین پیاده مى شد و كنار خیابان نمازش را مى خواند.
( 420 داستان از نماز و عبادت امام خمینى، ص 41 به نقل از زهرا مصطفوى)

- ترک جلسه به خاطر نماز اول وقت

روزى كه سران كشورهاى اسلامى براى قضیه صلح ایران و عراق خدمت امام آمده بودند، وسط جلسه بود كه اذان ظهر گفته شد. امام بلند شدند و فرمودند: «من مى خواهم نماز بخوانم»
چون مقید بودند به هنگام نماز خود را با عطر و اودكولون خوشبو كنند ، در همان جلسه به من اشاره كردند كه، اودكولون مرا بیاور.
پس اودكولون زدند و به نماز ایستادند.
( 420 داستان از نماز و عبادت امام خمینى، ص 68)

- احترام به میهمان ـ رعایت وقت نماز

آقای علی ثقفی «برادر همسر امام» می گوید:
یک روز بعد از ظهر به اتفاق برادرم جناب آقای مهندس مهدی ثقفی به منزل امام در جماران رفتیم ، مدتی خدمت خانم بودیم. نزدیک غروب وقتی خواستیم مرخص شویم به نظرمان رسید هر طور شده خدمت آقا سلامی عرض نموده و دست ایشان را ببوسیم .
خانم فرمودند: مانعی ندارد. بعد برای آقا که در حیاط کناری تشریف داشتند پیغام دادند که آقا علی و آقا مهدی می خواهند خدمت برسند. ما به حیاطی که آقا در آن جا بودند رفتیم. شاید پنج شش دقیقه به اذان مانده بود. چون عادت آقا را می دانستیم که اقامه نماز اول وقت را با هیچ چیز معامله نمی کنند، تردید کردیم که خدمت ایشان برسیم و برگردیم. به محض این که به در ورودی ساختمان رسیدیم آقا در را باز کردند، در حالی که آستین را بالا زده و معلوم بود که آماده وضو هستند. همان دم در از ما به گرمی پذیرایی کردند و ما برگشتیم.
به اخوی عرض کردم: ببین، امام با این حرکت چه درسی به ما دادند. اولاً بیشترین احترام را به ما گذاردند و خودشان تا دم در ساختمان تشریف آوردند، ثانیاً با آمادگی خود برای انجام مقدمات نماز به ما غیر مستقیم گوش زد فرمودند که وقت نماز است.
(برداشت هایی از سیره امام خمینی)

- عمل جراحی، سرم به دست و نماز اول وقت

امام خمینی در یکی از روزهای آخر عمرشان می خواستند بخوابند به من گفتند، اگر خوابیدم اول وقت نماز بیدارم کن، گفتم: چشم، دیدم اول وقت شد و امام خوابیده اند حیفم آمد که صدایشان بزنم، عمل جراحی، سرم به دست، گفتم صدایشان نزنم.
چند دقیقه ای از اذان گذشت و امام چشم هایشان را باز کردند و گفتند: وقت نماز شده است؟ گفتم: بله.
امام فرمودند: چرا صدایم نزدی؟! گفتم: ده دقیقه بیشتر از وقت نگذشته است!
فرمودند: مگر به شما نگفتم! ایشان سپس فرزندشان را صدا زدند که احمد بیا! و فرمودند: ناراحتم! از اول عمرم تا به حال، نماز را اول وقت خوانده ام، چرا الان که پایم لب گور است ده دقیقه تأخیر افتاد!
(حبیب و محبوب)

3- نماز جماعت

آیت الله سید عزالدین زنجانى مى گویند: از جمله ابعاد شخصیت امام، مراقبت بر حضور در نماز جماعت بود. به مناسبت این كه مرحوم آیت الله محمد تقى خوانسارى، یكى از مراجع بسیار بزرگ بود و از حیث علم و عمل نمونه بود و سابقه مبارزاتى ایشان هم معروف بود؛ در جنگ مسلمان هاى عراق علیه انگلیس ها هم شركت كرده بودند امام، مرتب در نماز ایشان شركت مى جستند.
این كه مى گویم مرتب شركت مى كردند، از روى دقت مى گویم، نه از روى مسامحه، همان زمان جو، به گونه اى بود كه زیاد مشرف شدن به حرم، درویش مسلكى و عقب ماندگى تلقى مى شد؛ اما ایشان به این گونه حرف ها هیچ توجه نداشتند و به محض این كه نماز مغرب و عشا تمام مى شد بلافاصله به حرم مشرف مى شدند.
( 420 داستان از نماز و عبادت امام خمینى، ص 168 )

4- توجه به مستحبات نماز در تمام حالات


ایشان حتى در شرایط بحرانى بیمارستان هم معمولاً نماز شبشان ترك نشد. مستحبات نماز را حتماً به جا مى آورند؛ حتماً عطر مى زدند؛ محاسن را شانه می كردند و عمامه بر سر مى گذاشتند.
گفتن این مسائل آسان است، ولى در نظر بگیرید بیمار كهن سالى را كه با ضعف و درد و تب ، دوران دشوار بعد از عمل جراحى را مى گذراند، مقادیر زیادى دارو از طریق سرم به بدن متصل است و امكان شستن ندارد؟ و ماسك اكسیژن، بایستى بر دهان و بینى او باشد؛ آن وقت به طور مداوم به فكر ساعت نماز باشد و مستحبات را هم با همان حال، به نماز شب بپردازد.
(عبد صالح ص 41 به نقل از دكتر سید عبدالحسین طباطبائى)

5- توجه به دستور و توصیه پزشکان

«هنگامی که امام خمینی دچار ناراحتی قلبی شدند، خود را به بالین ایشان رسانده و فشار خونشان را گرفتم. فشار ایشان عدد «5» را نشان می داد که از نظر طبی بسیار خطرناک بود. کارهای اولیه را انجام دادم. پس از دو ساعت که قدری وضع بهتر شده بود ولی قائدتاً حضرت امام نبایستی حرکت می کردند، شاهد بودم که ایشان آماده حرکت شدند. عرض کردم: آقاجان، چرا برخاستید؟! فرمودند: نماز.
عرض کردم: آقا، شما در فقه مجتهد و من در طب. حرکت شما به فتوای طبی من حرام است. خوابیده نماز بخوانید. ایشان با احترام، نماز را خوابیده بجا آوردند.
(داستان دوستان)

6- نماز شب

امام در مدرسه دارالشفاء حجره داشتند. شب ها براى نماز شب آب حوض دارالشفاء خیلى خوب نبود، براى همین امام به فیضیه مى آمدند، یخ حوض را می شكستند، وضو می گرفتند و نماز می خواندند، طورى نماز می خواندند كه گویا در و دیوار فیضیه با این سید چهل ساله هم ذكر و هم صدا مى شد.
یك سال در قم خیلى برف آمده بود (قریب پنج شش ذرع) كه سیل نصف قم را برد. در همان موقع و همان وضعیت، ایشان نصف شب از مدرسه دارالشفاء می آمد مدرسه فیضیه و به هر زحمتى بود یخ حوض را می شكست و وضو مى گرفت و مى رفت زیر مدرس مدرسه و در تاریكى مشغول تهجدش مى شد. حالا چه حالى داشت؟ نمى توانم بازگو كنم. با حالت خوشى تا اذان صبح مشغول تهجد مى شد. هنگام اذان می آمد مسجد بالا سر و پشت سر آقاى حاج میرزا جواد ملكى به نماز می ایستاد و بعد برمی گشت مشغول مباحثاتش می شد. می توانم بگویم كه ایشان در امر عبادت و تهجد، اگر در بین علما بی نظیر نبود، یقیناً كم نظیر بود.
(چهل چراغ معنوى ص 47 به نقل از آیت الله خزعلى)

7- خانواده و نماز فرزندان

در مورد نماز، خودشان از نیم ساعت به ظهر وضو می گرفتند مشغول نماز خواندن می شدند و ما هم داخل حیاط مشغول بازى كردن بودیم. یك مرتبه هم نیامدند صدا كنند كه دخترها! بایستید براى نماز. بیاید من ایستاده ام، پشت سر من، یا خودتان نماز بخوانید.
ولى به ما می گفتند: شما باید در طول این ساعت نماز بخوان
ید. واى به حال كسى كه در طول این ساعت نماز نخواند! آن وقت اگر نماز را نخواند، باید از خانه بیرون برود.
(چهل چراغ معنوى ص 58 به نقل از زهرا مصطفوى

8-شوق ملاقات با خدا در حال نماز 

     آقای غلامحسین احمدی می گوید: عصر روز پانزده خرداد که امکان یورش وحشیانه به خانه امام هر لحظه شدیدتر می شد، بعضی ها به فکر افتادند که در خانه بسته شود و گویا این حرف از ناحیه فرزند امام حاج آقا مصطفی نیز زده شد که غضب سنگینی امام را فرا گرفت و با فریاد گفت:«در خانه باید باز باشد»پس از آن امام خطاب به حاضرین و اطرافیان دستور بر پا داشتن نماز را دادند و گفتند: چه بهتر برپا خیزیم و نماز بگزاریم که اگر دژخیمان حمله کردند ما در حال نماز باشیم و به فوز بزرگ نایل شویم و در حال رفتن به درگاه خداوند ما را مورد هجوم قرار دهند، این بزرگ ترین رسوایی برای آن ها و برترین موفقیت برای ماست.
(منبع : روزنامه کیهان، 29/6/58)

 9-اقامه نماز در بدترین شرایط جسمی 

     آقای سید رحیم میریان می گوید: ظهر آن روزی که امام رحلت کردند، یک ساعت به اذان ظهر مانده بود. امام حالشان خوب نبود . کمک کردیم ایشان وضو گرفتند. دکتر عارفی به من گفت : امام نمی تواند دستشان را حرکت بدهند شما دست آقا را بگیر. چون سرم در دست امام بود موقع تکبیر نمی توانستند دستشان را بالا بیاورند . لذا کنار امام نشسته دستشان را در دستم گرفتم . آقا با آن حال نامناسبی که داشتند نماز می خواندند که تا ساعت یک بعد از ظهر نماز ایشان ادامه داشت.(منبع : برداشت هایی از سیره امام خمینی(ره)، ج3، ص82و83 )

 10- هر چه هست از اهل بیت است  

     حجة الاسلام والمسلمین نصرالله شاه آبادی می گویند: در تمام مدتی که امام در نجف تشریف داشتند، من برنامه ای منظم و معین را از ایشان دیدم . مثلاً ساعت خواندن نماز و تشرف به حرم ایشان بسیار دقیق بود و دقیقه ای پس و پیش نمی شد . در حرم یک زیارت امین الله از رو به رو می خواندند. سلام بالا سر به حضرت سیدالشهداء (ع) می دادند و بر می گشتند و می نشستند و زیارت جامعه کبیره و دو رکعت نماز می خواندند . این برنامه تا زمانی که ایشان در نجف تشریف داشتند ادامه داشت. هرگز ندیدم امام بگویند که مثلاً امشب مهمان می آید و من نیستم و یا مثلاً جواب استفتائات مانده است و از این دست . همه کارهای ایشان در ساعت مقرر و مخصوص به خود انجام می شد و من هیچ کس را ندیدم که مانند امام بتواند با این نظم و دقت زندگی کند. خود امام در این باره می فرمودند:« هر چه هست از اهل بیت است.»
(منبع : پا به پای آفتاب، ج3، ص262)

 11- دایم به فکر نماز بودند  

     دکتر سید عبدالحسین طباطبایی می گویند: مراقبت در عبادت، تعبد و تقید امام در مسایل شرعی بر همه کس روشن است . التزام همیشگی ایشان به انجام حتی مستحبات و ترک مکروهات از روزگار جدایی ایشان تا هنگام ارتحال از جمله مطالبی است که بارها نقل شده است. ایشان حتی در شرایط بحرانی بیمارستان هم معمولاً نماز شبشان ترک نشد. مستحبات نماز را حتماً به جای می آورند؛ حتماً عطر می زدند، محاسن را شانه می کردند و عمامه بر سر می گذاشتند. گفتن این مسایل آسان است ولی در نظر بگیرید، بیمار کهن سالی را که با ضعف و درد و تب، دوران دشوار بعد از عمل جراحی را می گذراند، مقادیر زیادی دارو از طریق سرم به بدن متصل است و امکان شستن ندارد و ماسک اکسیژن بایستی بر دهان و بینی باشد، آن وقت به طور دایم به فکر ساعت نماز باشد و مستحبات را هم با همان حال به جای بیاورد. در حالی که کیسه خون به دست وی وصل است، فارغ از همه محیط اطراف به نماز شب بپردازد.
چند ساعت آخر عمر امام همگی در حال نماز گذشت. چون حال شان مناسب نبود با اشاره دست رکوع و سجود را به جای می آورند و با مختصری حرکت دادن سر و حرکات مختصر دست و پا نماز می خواندند، زیرا دیگر قدرت نشستن نداشتند.
(منبع : فصل صبر،ص196)

 12- دعوت به نماز خواندن  

     حجة الاسلام والمسلمین سید حمید روحانی می گوید: هنگامی که آدم دزدان رژیم با سرعت سرسام آوری زعیم توده های رنج دیده را از قم بیرون برده بودند، اضطراب، نگرانی و رعب و وحشت در چهره دژخیمانی که امام را به تهران می بردند به خوبی هویدا بود. دیوانه وار ماشین را می راندند و وحشت زده به عقب و اطراف می نگریستند. وحشت آن ها به حدی بود که هر چه امام اصرار ورزید تا برای چند دقیقه ای ماشین را نگه دارند تا نماز صبح را به جای بیاورد، نپذیرفتند. امام در مقام دلداری آن ها اظهار داشتند: « این طور وحشت زده و مضطرب نباشید، در وسط این بیابان کسی نیست که قصد تعرض نسبت به شما را داشته باشد. چند دقیقه ای ماشین را برای نماز متوقف سازید. شما نیز نماز بخوانید شما ارتش کشور اسلامی هستید و از بودجه اسلام ارتزاق می کنید و واجب است که به احکام و فرامین اسلام پای بند باشید.» سرانجام بر اثر فشار و اصرار بیش از حد امام حاضر شدند که برای چند لحظه ماشین را نگه دارند که فقط ایشان تیمم نمایند. امام پس از تیمم با خاک حاشیه جاده، سوار ماشین گردیدند و نماز صبح را در ماشین که به سرعت در حال حرکت بود به جای آورد.

(منبع : بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی (ره)، ج1)

 13-تعیین قبله در نوفل لوشاتو 

     حجة الاسلام سید علی اکبر محتشمی می گوید: امام وقتی وارد نوفل لوشاتو شدند، از اول سؤال کردند که قبله کدام طرف است؟ خوب آن هایی که مسیحی بودند که نمی دانستند، مسلمان ها هم که آن جا ساکن نبودند تا بدانند، و چون نمی شد نماز را به تأخیر بیندازند، جهت قبله را پیدا کردند و به جهت قبله نماز خواندند. عصر بود که امام مرا صدا زد و فرمود که این قبله نما را بگیرید، چون قبله نما هم درست نشان نمی داد و انحراف داشت. بر این اساس، امام فرمودند که این را ببرید در مسجد پاریس، مشخص کنید که این قبله نما قبله مسجد پاریس را چگونه نشان می دهد، همان جهت را حفظ کنید، بیایید در این جا، قبله این جا را مشخص کنید. ما قبله نما را گرفتیم و با یکی از برادرانی که آن جا بود- آقای دکتر مجابی- آمدیم به مسجد جامع پاریس، و جهت قبله را که قبله نما نشان می داد، با قبله آن جا تطبیق کردیم و برگشتیم و قبله منزل امام در نوفل لوشاتو را مشخص نمودیم.(منبع: سرگذشت های ویژه حضرت امام خمینی(ره)، ج1، ص55)

 14- نماز مقدم بر همه چیز 

     حجة الاسلام والمسلمین سید احمد خمینی (ره) نقل می کردند: روزی که شاه فرار کرد ما در نوفل لوشاتو بودیم، پلیس فرانسه خیابان اصلی نوفل لوشاتو را بست، تمام خبرنگاران کشورهای مختلف از آفریقا، از آسیا، از اروپا و امریکا آن جا بودند و شاید صد و پنجاه دوربین فقط صحبت امام را مستقیم پخش می کردند. باور کنید به تعداد این جمع شما خبرنگار در آن جا بود، برای این که خبر بزرگ ترین حادثه سال را مخابره کنند. شاه رفته بود و آن ها می خواستند ببینند امام چه تصمیمی دارند، امام بر روی صندلی در کنار خیابان ایستاده بود، تمام دوربین ها بر روی ایشان متمرکز شده بود. امام چند دقیقه صحبت کردند و مسایل خودشان را گفتند. من کنار ایشان ایستاده بودم. یک مرتبه برگشتند و گفتند: احمد ظهر شده؟ گفتم: بله، الان ظهر است . بی درنگ امام گفتند: والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته . شما ببینید در چه لحظه ای امام صحبت هایشان را رها کردند . برای این که نمازشان را اول وقت بخوانند. یعنی در جایی که تلویزیون های سراسری که هر کدام میلیون ها بیننده دارد، سی.ان.ان امریکا بود، بی.بی.سی لندن بود تمام تلویزیون ها چه در امریکا و چه در اروپا بودند . خبرگزاری ها همه بودند، آسوشیتدپرس، یونایتدپرس، رویتر و تمام خبرنگاران روزنامه ها، مجلات، رادیو تلویزیون ها در چنین موقعیت حساسی امام حرفشان را قطع کردند و رفتند سراغ نماز.
(منبع : برداشت هایی از سیره امام خمینی(ره)، ج3،ص57و58)

 15- منتظر لقاء الله  

     خانم حضرت امام می گفتند: وقتی امام وقتی امام جوان بودند، همیشه یک ساعت قبل از اذان صبح برای نماز شب و عبادت بیدار می شدند ولیکن از ده ساله اخیر بعد از کسالت قلبشان 5/1 ساعت قبل از اذان صبح به عبادت مشغول می شدند . می گفتند: از ایشان پرسیدم : برنامه شما تغییر کرده است. قدیم یک ساعت بود و حالا 5/1 ساعت؟ امام در پاسخ گفته بودند: چون پیرتر شده ام، حرکاتم کندتر شده است، لذا نیم ساعت لازم دارم و لیکن فرقی در موضوع اعمال نکرده است . آری امام از همان آغاز نوجوانی حیات و ممات و بیداری خود را برای خدا قرار داده بود و هر آن منتظر لقاء الله بود؛ لذا بیماری و عمل جراحی و آگاه بودن از وفات هیچ گونه تغییری در زندگی و عبادات ایشان حاصل نکرد.(منبع: فصل صبر، ص197و 198)

 16- نماز در پرواز انقلاب 

     حجةالاسلام سید حسن خمینی می گویند: یکی هم آرامش ایشان در شبی که هواپیما به ایران می آمد، هواپیما در آسمان بود و پرواز انقلاب نام گرفت. شما خودتان را به جای آن لحظه بگذارید که بعد از 15 سال دوری رهبر، احتمال دارد هواپیما را سرنگون کنند و احتمال دارد بدزدند، احتمال دارد ببرند و اضطراب این که فردا در ایران چه می شود. ساعت 11 و 12 امام طبق معمول می خوابیدند، گفتند :من می خواهم بخوابم. و امام خیلی آرام خوابیدند و دقیقاً سر وقتی که برای نماز شب بیدار می شدند، بیدار شدند و گفتند: «قبله نما را بیاورید.» و از خلبان پرسیدند:« قبله کدام طرف است» و ایشان راهنمایی نمودند و امام ایستادند و نمازشان را خواندند . این پای بندی به احکام است.
(منبع : سخنرانی در نهمین اجلاس سراسری نماز )

 17- نماز شب به موقع 

     حجة الاسلام والمسلمین سید حسن طاهری خرم آبادی می گوید: دو شب پس از جریان فیضیه، شایع شد که از تهران کماندوهای شاه حرکت کرده اند و می خواهند به منزل امام بریزند و امام را بکشند. این شایعه را هم خود رژیم ساخته بود که رعب و وحشت ایجاد کند. آن شب ده ها نفر به امام اصرار کردند که جایتان را عوض کنید. حتی شنیدم مرحوم آقای قدوسی خانمش را فرستاده بود و این پیام را داده بود. مرحوم آقای اشرافی می گفت: امام فرمودند: «امشب همه بروید ، من نمی خواهم به خاطر من شما آسیبی ببینید .»فقط من و آقای قرهی ماندیم . من تا صبح به خواب نرفتم، ولی امام بدون هیچ ناراحتی بلافاصله به خواب رفتند و بعد هم موقع نماز شب، بلند شدند و به عبادت پرداختند.(منبع : پا به پای آفتاب، ج3،ص326و327)

 18- نماز شب در کودتا    

     حجة الاسلام والمسلمین آشتیانی می گوید: در یکی از نیمه شب ها خبر آوردند که قرار است کودتایی رخ دهد. حاج احمد آقا شتابان خدمت امام رسید که خبر را به امام بدهد. امام به ادای نماز مشغول بودند- کاری که همیشه در این ساعت انجام می دادند- او مدتی طولانی به انتظار ایستاد؛ اما امام غرق در راز و نیاز با خداوند بودند. وقتی حاج احمد آقا موضوع را به اطلاع امام رساند، ایشان با همان متانت و آرامشی که همواره داشتند اشاره کرده و آرام فرمودند : « مسأله ای نیست؛ شما بروید و خیالتان آسوده باشد ...»و بعد به نماز شب و راز و نیازشان ادامه دادند.

19-نماز شب در هواپیما 

     حجة الاسلام والمسلمین سید مهدی امام جمارانی می گوید: یکی از اصحاب امام- که در آن هواپیما نیز بود-نقل می کند که به احترام امام طبقه بالای هواپیما را اختصاص به امام داده بودند تا امام در آن جا استراحت .... کدامشان به کاری مشغول بودند. آن شخصی که همراه امام بود، نقل می کند که:«من رفتم طبقه بالا. وقتی رفتم، دیدم امام نشسته اند و مشغول نمازند. مثل سایر اوقات. امام به پهنای صورت اشک می ریزند ودر حال نماز شب هستند.» می گوید:«این حالت امام برای من بسیار جالب بود.» امام حتی در شب پرواز-از پاریس به ایران-آن هم در چنان شرایطی، نماز شب و حالت نیمه شب را ترک نکردند.

(منبع : پا به پای آفتاب، ج2، ص243)

20- اهمیت دادن به مستحبات 

     خانم دباغ که چهار ماه از نزدیک با امام در تماس بودند، می گویند: اولین مسئله ای که می تواند انسان را مجذوب کند، ارتباط امام با مسایل معنوی و دستورات اسلامی است. برای هر کسی مسلم است که امام خیلی بهتر و سلامت تر از هر فردی اعمال واجب را انجام می دهند و عنایتی خاص به مستحبات که زینت بخش اعمال مؤمن است دارند. مثلاً یادم هست روزی یکی از آقایان آمدند و گفتند: «امریکایی ها آماده اند مصاحبه ای با امام انجام دهند و این برنامه مستقیم پخش می شود، اگر این عمل صورت بگیرد، بالطبع سایر کشورهای اروپایی هم چنین کاری را انجام می دهند و این می تواند برای نشان دادن مواضع و حرکت انقلاب مؤثر باشد.» اتفاقاً روز جمعه بود. بنده آمدم خدمت امام و موضوع را عرض کردم.
امام فرمودند :« حالا وقت انجام مستحبات- غسل جمعه-است، وقت مصاحبه نیست، وقتی مستحبات روز جمعه را به جای آوردند، بعد از آن فرمودند: «من برای مصاحبه آماده هستم.»
(منبع : سرگذشت های ویژه حضرت امام خمینی(ره)، ج4،ص30و31)

 21-نماز جماعت در روز شهادت حاج آقا مصطفی 

     حجة الاسلام والمسلمین فرقانی می گوید: در آن روزی که امام خبر شهادت سید مصطفی به گوش شان رسید هنگامی که اذان ظهر بلند شد، تشریف برد وضو گرفت و فرمود: من می روم مسجد. گفتم: ای وای! به یکی از خادم های آقا گفتم: زود برو و به خادم مسجد بگو سجاده را پهن کند.
او به مسجد رفت و دیده بود خادم مسجد نیست، به خانه یکی از آقایان که همسایه مسجد بوده رفته و سجاده برای امام آورده بود و پهن کرده بود . وقتی مردم فهمیدند که امام به مسجد می آیند، جمعیت یک دفعه از همه طرف به مسجد ریختند که وقتی ما به مسجد رسیدیم، مردم گریه می کردند، چه گریه ای! ضجه می کردند. کوچه ای دادند و امام داخل مسجد شدند و عرب ها تعجب می کردند. یعنی چه، و به همدیگر می گفتند : «خمینی ابداً ما یبکی» : خمینی ابداً گریه نمی کند. امام نمازش را خواند بعد از نماز روضه خوانده شد، مردم داد می زدند و جزع می کردند.(منبع : سرگذشت های ویژه حضرت امام خمینی(ره)، ج1،ص65 و 66)

22- ترک نماز اول وقت 

     حجةالاسلام سید حمید روحانی می گوید: امام در اغلب ایام زیارتی در کنار قبر امام حسین(ع) بودند، در دهه عاشورا هر روز زیارت عاشورای معروفه را با صد مرتبه سلام و صد مرتبه لعن می خواندند، بیش از پنجاه سال است که شاید کمتر اتفاق افتاده باشد که فجر طالع شود و چشم امام در خواب بوده باشد، به تهجد و سحر خیزی چه قدر اهمیت می دهد. در ماه رمضان در هوای پنجاه درجه گرمای نجف با آن سن و سال و ضعف مفرط روزی 18 ساعت روزه می گرفت و تا نماز مغرب و عشاء را همراه با نوافل به جای نمی آورد افطار نمی کرد. و همین امام در غروب روزی، وقتی خبردار می شود که رژیم فاشیستی بعث عراق می خواهد چند نفر از مردم بی گناه عراق از جمله مرحوم قپانچی و بصراوی را به جوخه اعدام سپرد، نه تنها نماز جماعت را تعطیل می کند، بلکه از به جای آوردن نماز اول وقت نیز صرف نظر می کند و فرماندار نجف و دیگر مقامات را به حضور می طلبد تا بتواند جان چند نفر مسلمان را از خطر نجات بخشد.
(منبع : سرگذشت های ویژه حضرت امام خمینی(ره)، ج 1،ص98)









طبقه بندی: نماز و ابرار، 
برچسب ها: سفارش به نماز، امام خمینی و نماز، عمل جراحی و نماز، سفارش خانواده به نماز، نماز شب در هواپیما، دعوت به نماز خواندن،
مطالب مرتبط: سیره امام خمینی ره و محافظت بر اوقات نماز،
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 3 دی 1393 | توسط : ابوالفضل حسن نژاد | نظرات()