آیا می دانید نسبت به نماز اهل خانه وظیفه دارید، قال الله تبارک و تعالی فی کتابه: وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَوةِ وَاصْطَبِرْ عَلَیْهَا لَا نَسْئَلُكَ رِزْقاً نَّحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَقِبَةُ لِلتَّقْوَى‏ (آیه ۱۳۲ سوره مباركه طه) وخانواده ‏ات را به نماز فرمان ده و بر آن پایدار باش. ما از تو روزى نمى‏ خواهیم، (بلكه) ما تو را روزى مى‏ دهیم، و سرانجامِ (نیكو) براى (اهل) تقوا است.»

به نظر شما باید چگونه عبادت کنیم، چرا که خداوند ناظر بر تمام اعمال و عبادات ماست.


موضوع: چگونه خداوند را عبادت کنیم؟

قال الله تبارک و تعالی فی کتابه: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ ».

مقدمه

 بحث ما درباره این است که چگونه خداوند متعال را عبادت کنیم؟ و کیفیت و ویژگی های عبادت خوب چیست؟

معنای عبادت

عبادت به معنای اظهار ذلت و خضوع، عالی ترین نوع کرنش و تذلل در برابر خداوند است و عبادت به این معنا تنها شایسته ذات اقدس اوست که کمال مطلق و غنی بالذات است. در اهمیت آن همین بس که آفرینش هستی و بعثت پیامبران برای عبادت خداست خداوند می فرماید: «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»[1] جن و آدمی را نیافریدیم مگر برای عبادت. و رسالت همه انبیا هم برای دعوت به پرستش بوده است «و لقد بعثنا فی کل امة رسولا ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت»[2] در میان هر امتی رسولی فرستادیم تا (مردم را دعوت کنند) که خدا را بپرستید و از پرستش طاغوت ها دوری کنید روشن است که خداوند نیاز به پرستش ما ندارد و سود عبادت، به خود پرستندگان برمی گردد و مایه کمال آنها است همان طوری که درس خواندن شاگردان، به نفع خود آنان و موجب تکامل شان است و سودی برای معلم ندارد.

کیفیت عبادت

حال بحث ما درباره کیفیت و چگونگی انجام عبادت است به طور کلی عبادت خوب دارای چه ویژگی هایی است؟ برای پاسخ به این سؤال باید سراغ قرآن و روایات برویم و روش بندگی را از آن دو بیاموزیم همان طوری که آدرس هر خانه را باید از صاحب خانه بگیریم. حال آیات قرآن و روایات معصومین علیهم السلام بهترین عبادت را کدام می دانند؟ و چه خصوصیاتی برای آن ذکر می کنند؟

1- عبادت باید آگاهانه و بر اساس تعقل و تفکر باشد.

 در روایت است «رکعتان من عالم خیر من سبعین رکعة من جاهل»[3] دو رکعت نمازی که فرد عالم می خواند بهتر از هفتاد رکعت نمازی است که فردی جاهل می‌خواند. رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: «از نماز آن قسمتی مورد قبول است که انسان بر اساس تعقل و آگاهی بخواند.»[4] نماز آگاهانه آن است که انسان بداند که چه می کند، چه می گوید، با که صحبت می کند، حضور قلب و توجه به خدا داشته باشد، معرفت درست و باور صحیح نسبت به خدا داشته باشد و بداند که او آفریننده مخلوقات و اداره کنند امور آنان و روزی رساننده همه موجودات عالم است، او از همه چیز ما آگاه است حرفهایم را می شنود، تمام اعمالم را زیر نظر دارد، او از رگ گردن به من نزدیکتر است به آشکار و نهان من آگاه است و لحظه ای از من غافل نیست، خطاهایم را می بخشد، کارهای خوبم را بی اجر نمی گذارد، اگر اصرار بر مخالفت کردم عقابم می کند، او خودش کمال مطلق است و هیچ گونه احتیاج در وجود اقدسش راه ندارد، حیات و ممات ما به دست او است، آن گاه که انسان از روی معرفت خدا را بپرستد اعمالش، عباداتش، نماز و روزه اش، اذکار و اورادش ارزش فوق العاده پیدا می کند و موجب عروج انسان می شود و الّا اگر عبادت بر اساس معرفت و توجه نباشد همانند جسد بی روح است و خاصیتی ندارد اینجا است که رمز تشویق های فراوان- که دراسلام راجع به علم و کسب معرفت و تفکر در امر خدا و نشانه های پروردگار عالم  شده است - برای انسان مکشوف می شود در روایت معتبر آمده است «تفکر ساعة خیر من عبادة سنة»[5] و در روایت صحیح از معمر بن خلاد نقل شده که امام رضا علیه السلام فرمود: «لیست العبادة کثرة الصلاة و الصوم، انما العبادة التفکر فی امر الله عز و جلعالم ینتفع بعلمه افضل من سبعین الف عابد»[6] عبادت در زیادتی نماز و روزه نیست. تنها (سبب اساسی و ریشه) عبادت تفکر در کار خداوند است. باز در اصول کافی روایتی نقل شده است «»[7] عالمی که به علمش نفع ببرد (یا نفع برده شود) از هفتاد هزار عابد بهتر است، و در روایتی از حضرت صادق علیه السلام نقل شده است که علی علیه السلام فرمود: «الا لا خیر فی عبادة لیس فیها تفکر»[8] و لذا مهمترین شرط عبادت توجه و معرفت است در اصول کافی باب عقل و جهل روایت جالبی از حضرت صادق علیه السلام نقل شده است که من مضمون این روایت را در اینجا نقل می کنم:

سلیمان دیلمی می گوید نزد امام صادق علیه السلام از عبادت یک نفر تعریف کردم و گفتم فلانی در عبادت و فضیلت چنین و چنان است، مثلاً نماز زیاد می خواند، روزه مستحبی زیاد می گیرد، تهجد دارد و ... امام علیه السلام پرسید عقل او چگونه است؟ گفتم نه می دانم، فرمود: پاداش به اندازه عقل و مقدار معرفت است بعد امام علیه السلام داستان جالبی نقل می کند، فرمود: در بنی اسرائیل عابدی بود که در یکی از جزایر دریا که سرسبز و خرم بود و پر از درختان زیاد بود عبادت خدا می کرد، یکی از فرشتگان گذرش به آنجا افتاد دید به به عجب عابدی چقدر دارد خدا را زیاد عبادت می کند عرض کرد خدایا ثواب این بنده ات را به من بنمایان! ببینم او چقدر اجر و منزلت پیش تو دارد خداوند تبارک و تعالی مقدار ثواب آن عابد را به آن فرشته نشان داد، فرشته نگاه کرد دید خیلی کم است «فاستقله الملک» تعجب کرد خدایا این بنده ات این همه عبادت تو را انجام می دهد، راز قلت اجر و کمی ثواب او در چیست؟ خداوند به او خطاب کرد: مقداری با او همراهی کن تا بفهمی پس آن فرشته به نزد او آمد عابد گفت تو کیستی؟ گفت: من هم مثل تو مرد عابدی هستم چون از مقام و منزلت تو در این مکان آگاه شدم، نزد تو آمدم تا با هم خدا را عبادت کنیم، پس آن روز با او بود، چون صبح شد فرشته به او گفت: جای پاکیزه و خوبی داری و مکان مناسبی برای عبادت است. عابد گفت: اینجا یک عیب دارد و آن اینکه این جزیره علف های زیادی دارد، منتها همه اش هدر می رود، اگر خدای ما خری می داشت که در این جزیره می چراندم خیلی خوب می شد و این علف ها همین طوری از بین نمی رفت. فرشته گفت: پروردگار که خر ندارد عابد گفت: اگر می داشت این همه علف هدر نمی رفت. پس خدا به فرشته وحی کرد حالا رمز قلت ثواب او را فهمیدی؟ ما او را به اندازه عقلش پاداش می دهیم (یعنی حال این بنده عابد مانند مستضعفین و کودکان است که چون سخن او از روی ساده دلی و ضعف خرد است مشرک و کافر نیست ولی عبادتش هم پاداش عبادت عالم خداشناس را ندارد).[9] بنابراین مهمترین شرط عبادت معرفت و شناخت درست و بندگی بر اساس تفکر و اندیشه است.

2- عبادت باید عاشقانه و از روی نشاط و علاقه باشد.

 وقتی انسان مریض است، وقتی انسان ناخوش است، وقتی بیماری بر انسان عارض می شود، لذیذترین و محبوب ترین غذا را برای او تهیه کنی لذتی از آن نمی برد عبادت کنندگان بی شوق هم، لذتی از عبادت و پرستش نمی برند، عبادت باید همراه با نشاط و عشق باشد، نه همراه با کسالت و بی حالی و افسرده دلی، نشاط در عبادت امتیازی است که انسان های شیفته دل از آن برخوردارند، زمینه عبادت عاشقانه را باید با معرفت و توجه به دست آورد، عبادت زوری و تحمیلی، بی نتیجه است امام صادق علیه السلام می فرماید: «لاتکرهوا الی انفسکم العبادة»[10] نفس تان را اکراه و اجبار به عبادت نکنید. چطور وقتی انسان برای دیدار یک شخصیت محبوب و بزرگ که دارای یک سیری کمالاتی است، می رود  با شور و شعف زاید الوصفی می رود برای دیدار با خدا و پرستش در آستان او هم باید با قلبی سرشار از عشق و نشاط بیاییم اولیاء دین و معصومین علیهم السلام چنان شیفته لحظه دیدار با خدا بودند و چنان عاشقانه عبادت داشتند که شگفت آور است، وقتی موقع نماز می شد پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به بلال می فرمود: «ارحنی یا بلال!» برو اذان بگو و راحتم کن. برای زهرای مرضیه علیها السلام لذیذترین چیزها تهجد و نافله شب بود آن قدر نماز می خواند که پاهای مبارکش ورم می کرد در این زمینه داستان های زیادی از اولیاء خدا نقل شده که می توان در احوالات آنها مطالعه کرد، ما هم باید برای عبادت حال پیدا کنیم، باید معنویت کسب کنیم، باید به عباداتمان مخصوصاً نماز که ستون خیمه دین است توجه بیشتر داشته باشیم، عبادات ما باید جوهر داشته باشد، باید حقیقت داشته باشد، یک سیری ذکرهای خشک و خالی نباشد روح عبودیت و بنده بودن باید در ما به وجود بیاید، که اگر این روح تعبد در ما به وجود آمد آن وقت می توانیم لذت عبادت را بچشیم، توجه به عظمت خدا و تفکر در نعمت های مادی و معنوی خداوند که در اختیار ما قرار داده است و دقت در اینکه خداوند غنی مطلق و ما سراسر فقر و احتیاجیم انسان را مشتاق عبادت و بندگی و خضوع در برابر پروردگار عالم می کند.

3- عبادت باید خالصانه باشد.

گوهر خلوص به عبادت انسان ارزش و اعتبار می دهد و عبادتی که خالص برای خدا نباشد، و ریا، نفاق، شهرت طلبی و عوام فریبی باشد فاقد ارزش و اعتبار است و نزد خداوند هم پذیرفته نیست. امام رضا علیه السلام می فرماید: «من شهر نفسه بالعبادة فاتهموه فی دینهو ما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین»[11] هر که به واسطه عبادت می خواهد خودش را مشهور کند او را در دینش متهم کنید. چنین کسی از دین دامی برای فریب مردم می سازد، عبادت بی اخلاص همچون جسم بی جان و پیکر بی روح است، روح عبادت اخلاص است و به تعبیر قرآن مردم فرمان نیافته اند مگر اینکه خدا را با دین خالص بپرستند «».[12]

اخلاص عبارت است از اخراج و بیرون کردن خلق از معامله با حق، ما وقتی نماز می خوانیم، وقتی روزه می گیریم، وقتی اعمال مستحبی عبادی انجام می دهیم، وقتی کار خیری انجام می دهیم، خدمتی به برادر دینی مان می کنیم، شیطان تلاش می کند در انگیزه ما دخالت کند، این عبادت ما را از مسیر اصلی اش منحرف کرده و بی ارزش بسازد، هوای نفس، شهرت طلبی، خودنمایی، اظهار فضل کردن و ... آفاتی است که ممکن است بر سر راه ما در عبادت های ما قرار بگیرد و ارزش آن را به کلی از بین ببرد، اخلاص آن سرمایه بزرگی است که اگر در زندگی توانستیم آن را به دست بیاوریم مشکلات ما حل می شود، اگر در جامعه همه مردم برای خدا کار کنند و خلوص نیت بر اعمال مردم حاکم بشود دیگر آن جامعه مشکلی نخواهد داشت، بسیاری از گرفتاری های ما به خاطراحساس منیت ها، تظاهر فریب کاری و ... می باشد. اگر در خانواده روح اخلاص حاکم شد و اعضای آن خانواده بر اساس انگیزه الهی هر کدام به وظایف خود عمل کرد آن خانواده خانواده سالمی خواهد بود، آن خانواده دیگر دچار مشکل نخواهد شد، بچه های آن خانواده دیگر عقده ای نخواهند شد چرا ما گرفتاریم؟ چرا بسیاری از خانواده ها دچار مشکل اند؟ چرا آمار طلاق در جامعه هر روز افزایش می یابد؟ چرا زن و شوهر یک ماه، دو ماه بعد از ازدواجشان، کارشان به طلاق و جدایی می کشد؟ و چرا فضای بسیاری از خانواده ها، فضای صمیمیت و بر اساس صلح و محبت نیست؟ و صدها چرای از این قبیل ریشه اش آن است که در زندگی ما آن انگیزه الهی، آن روح خدایی و آن گوهر گرانبهای اخلاص را نداریم و محرک ما در زندگی خدا نیست.

مگر ما امت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم نیستیم؟ مگر ما پیرو امیرالمؤمنین علیه السلام نیستیم ؟ مگر ما خودمان را منتسب به حضرت زهرا علیها السلام نمی دانیم؟ بیاییم خلوص نیت و انگیزه الهی را در مکتب پیامبر و زهرا و علی و حسنین علیهم السلام بیاموزیم سوره مبارکه «هل اتی» در وصف اخلاص اهل بیت علیهم السلام و خدا محوری آن انوار مقدسه نازل شد که به فقیر و یتیم و اسیر خالصا لوجه الله الکریم انفاق می کنند «و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء و لاشکورا»[13]

4- عبادت باید خاشعانه باشد.

خشوع آن حالت قلبی نسبت به پروردگار و داشتن حالتی است که مناسب با عظمت خداوند است پرستش خداوند باید همراه با قلبی سرشار از احساس عظمت خدا و کوچکی و نیاز در برابر او باشد قرآن در وصف مؤمنین رستگار، خشوع در نماز را بیان می کند. «الذین هم فی صلاتهم خاشعون».[14]

مؤمنین راستین کسانی هستند که در نمازشان خشوع دارند. یک روایت جالبی در وسائل نقل شده که من قسمت هایی از آن را در اینجا بیان می کنم: قال الله تبارک و تعالی: «یابن عمران کذب من زعم انه یحبنی فاذا جنه اللیل نام عنیا لیس کل محب یحب خلوة حبیبه؟ ... یا ابن عمران هب لی من قلبک الخشوع و من بدنک الخضوع و من عینیک الدموع و ادعنی فی ظلم اللیل فانک تجدنی قریبا مجیبا».[15]

خیلی حرف زیبایی است خدا به حضرت موسی علیه السلام می فرماید: دروغ می گوید کسی که ادعا می کند مرا دوست دارد ولی وقتی شب او را در بر می گیرد می خوابد و مقداری با من مناجات نمی کند، صحبت نمی کند، از من طلب حاجت نمی کند، مرا نمی خواند، بعد می فرماید: آیا این طور نیست که هر محبی، هر عاشقی دوست دارد با معشوق خود خلوت کند؟ و با او راز دل گوید؟ بعد در قسمت دیگر از این حدیث نورانی خداوند می فرماید: ای پسر عمران از قلبت خشوع را به من بده و از بدنت خضوع را و از چشمانت اشک را مرا در تاریکی شب بخوان که من نزدیک هستم و دعوت کسی را که مرا بخواند اجابت می کنم.
پی نوشت


[1] ذاریات /56.

[2] نحل/36.

[3] بحارالانوار، ج1، ص208 و الحیاة، ج2، ص429.

[4] محجة البیضاء، ج1، ص366.

[5] تفسیر عیاشی، ج2، ص208.

[6] میزان الحکمة، ج7، ص542.

[7] شرح اصول کافی (صدرا)، ج2، ص633.

[8] کافی، ج1، ص22

[9] اصول کافی ترجمه مصطفوی، ج1، ص13.

[10] اصول کافی، ج2، ص83.

[11] بحارالانوار، ج7، ص252.

[12] بینة/5.

[13] الانسان/8.

[14] مؤمنون/2.

[15] وسائل، ج7، ص77.

[16] گنجینه مبلّغین، ج1، ص163.






طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 
برچسب ها: عبادت آگاهانه، عبادت عاشقانه، عبادت خالصانه، عبادت خاشعانه،
مطالب مرتبط: نماز و عبادت حضرت امام خمینى قدس سره، فلسفه و اهمیت نماز،
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 26 آبان 1393 | توسط : ابوالفضل حسن نژاد | نظرات()