آیا می دانید نسبت به نماز اهل خانه وظیفه دارید، قال الله تبارک و تعالی فی کتابه: وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَوةِ وَاصْطَبِرْ عَلَیْهَا لَا نَسْئَلُكَ رِزْقاً نَّحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَقِبَةُ لِلتَّقْوَى‏ (آیه ۱۳۲ سوره مباركه طه) وخانواده ‏ات را به نماز فرمان ده و بر آن پایدار باش. ما از تو روزى نمى‏ خواهیم، (بلكه) ما تو را روزى مى‏ دهیم، و سرانجامِ (نیكو) براى (اهل) تقوا است.»


مقدّمه

خداوند متعال داراى تقدس اصیل و ذاتى است و برخى از اشخاص و اشیاء به میزان انتساب خاص به خداوند متعال و تجلى خداوند در آنها و تجلى خدایى آنها از قداست نسبى برخوردارند. از میان مردان، پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و از میان زنان، فاطمه زهرا علیهاالسلام داراى بالاترین تقدس بعد از خداوند متعال مى باشند.

رفتار و گفتار رمزآلود پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه و آله نسبت به فاطمه زهرا علیهاالسلام و آیات قرآنى كه به كنایه از آن حضرت یاد كرده و یا در شأن ایشان نازل شده و كلمات معصومین علیهم السلام به روشنى تقدس بانوى اسلام را بیان مى كند. مقایسه میان حضرت زهرا علیهاالسلام و حضرت مریم(سلام الله علیها) نیز روشن مى نماید كه اگر حضرت مریم(سلام الله علیها) به خاطر صفاتى كه در قرآن آمده مقدس بود، فاطمه زهرا علیهاالسلام به طریق اولى مقدس تر است. قرآن نزدیك به بیست ویژگى براى حضرت مریم بیان كرده و روایات اسلامى آنها را به نزدیك چهل ویژگى رسانده است. در قرآن، روایات و تاریخ اسلامى همین چهل ویژگى در رتبه بالاتر و شدت بیشتر براى فاطمه علیهاالسلام ثبت شده است.

در مقاله حاضر، چهل ویژگى در حضرت مریم(سلام الله علیها) طبق آیات و روایات اسلامى برشمرده شده و با بیان آیات و روایات و اقوال تاریخى نشان داده شده كه آن ویژگیها در حضرت فاطمه علیهاالسلام نیز وجود داشته است.

بدون تردید هر گام در شناخت فاطمه زهرا علیهاالسلام گام ما را در تبعیت و الگوپذیرى از آن بانوى مقدس استوارتر مى سازد و خدمتى به اسلام و فاطمه زهرا علیهاالسلام مى باشد كه مزد آن تسهیل و تسریع در عبور از پل صراط است. متأسفانه صاحبان حقدها و كینه ها در صدر اسلام با انگیزه خنثى سازى مبارزات فاطمه زهرا علیهاالسلام در دفاع از رسالت پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و امامت حضرت على علیه السلام به قداست پوشى فاطمه زهرا علیهاالسلام دست زدند. آنان نه تنها قداست فاطمه علیهاالسلام را منتشر نكردند، بلكه كتمان هم كردند. آن كینه ها در بستر جهل و تعصب در عالم اسلام جارى شد و تقدس پوشى استمرار پیدا كرد و تا آنجا پیش رفت كه عقاید بدعت آمیزى مانند شرك بودن زیارت قبور و احترام مؤمن بعد از مرگ وارد اسلام شد و بسیارى از آثار مقدس اسلامى در سرزمین اسلام از میان رفت.

مخاطب اصلى مقاله حاضر، نخست آن دسته از مسلمانان است كه هنوز تقدس فاطمه زهرا علیهاالسلام را درك نكرده اند و ثانیا كسانى كه پس از درك قداست آن بانو، مطامع سیاسى، جناحى یا هوس روشنفكرنمایى آنان باعث شده كه قداست آن بانو را فراموش كنند یا قداست حضرت زهرا علیهاالسلام را به پشت پرده تعدد قرائات دین برانند. ثالثا مقاله به كسانى نظر دارد كه تشنه آگاهى از جایگاه زن در آیین اسلام مى باشند.

جواز مقایسه میان مریم(سلام الله علیها) و فاطمه علیهاالسلام

یكى از بهترین روشهاى شناخت بزرگان، مقایسه و مقارنه میان شخصیت، نظریات، رفتار و گفتار آنان و دوستان و دشمنان ایشان مى باشد. امّا این سؤال مطرح است كه آیا مقایسه میان حضرت مریم(سلام الله علیها) و حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام جایز و بایسته است؟

پاسخ این سؤال مثبت است، چون در طول تاریخ به مناسبتهاى مختلف معصومین علیهم السلام و اولیاء میان آن دو بانوى برگزیده مقایسه به عمل آورده اند. پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه و آله اولین شخصى است كه بارها با مقایسه فاطمه علیهاالسلام با مریم(سلام الله علیها) عظمت و برترى فاطمه علیهاالسلام بر مریم(سلام الله علیها) را به مسلمانان، بلكه بشریت تفهیم مى نمود(1). بعد از آن جناب خود حضرت زهرا است كه از پدر گرامیشان سؤال مى كنند: «اى پدر آیا من بهترم یا مریم؟! رسول خدا جواب مى دهد: تو در میان قوم و امت اسلامى بهترین هستى و مریم در میان قوم خود»؛ «یا أبه أنا خیر أم مریم؟ فقال رسول اللّه صلى الله علیه و آله : أنت فى قومك و مریم فى قومه»(2).

در كلمات امام صادق علیه السلام و امام باقر علیه السلام بیشترین مقایسه میان مریم(سلام الله علیها) و فاطمه زهرا علیهاالسلام به چشم مى خورد(3). از بزرگان صدر اسلام جناب ام سلمه كه در مسجد پیامبر پس از اهانت ابوبكر به دفاع از زهرا علیهاالسلام مى پردازد و مى فرماید: «فاطمه بهترین و برگزیده زنان و مادر جوانان اهل بهشت و عدیله و نظیر مریم است»(4). باز حسان بن ثابت كه در شعر مقایسه كرده و گفته است:

و ان مریم أحصنت فرجها و جائت بعیسى كبدر الدجى

فقد أحصنت فاطمة بعدها و جاءت بسبطى نبى الهدى(5)

دانشمندان متأخّر نیز در نثر و نظم زیاد مقایسه به عمل آورده اند كه به دو نمونه اشاره مى شود. مرحوم آیة اللّه محمّد حسین اصفهانى معروف به كمپانى در مدح حضرت صدیقه علیهاالسلام اشعار فراوانى دارد؛ از جمله:

هى البتول الطهر و العذراء كمریم الطّهر و لا سواء

او بتول، طاهر و عذراء است؛ مانند مریم طاهره، ولى این دو یكسان نیستند(6).

شاعرى دیگر چنین سروده است:

إن قیل حواء قلت: فاطم فخرها أو قیل مریم قلت: فاطمة افضل

اگر گفته شود حوا، گویم فاطمه افتخار وى است و اگر گفته شود مریم، گویم فاطمه برتر از اوست.

أفهل لحواء والد كمحمّدٍ؟ أم هل لمریم مثل فاطمة اَشْبُلُ

آیا حوا را پدرى مانند محمّد صلى الله علیه و آله مى باشد؟ و آیا براى مریم مانند فاطمه، شیربچگانى است.

كلّ لها حین الولادة حالة منها عقول ذوى البصائر تذهل

براى هر یك از آنان به هنگام تولّد حالتى است كه از آن حالت عقول صاحبان خرد مى روند(7).

جناب دكتر بى آزار شیرازى در مقاله اى میان آن دو زن به طور موجز، سیزده مورد مقایسه به عمل آورده است(8).

شایستگى بیشتر فاطمه علیهاالسلام براى تقدس

بیشتر اوصافى كه قرآن و روایات براى حضرت مریم(سلام الله علیها) برشمرده اند به طریق اولى در فاطمه زهرا علیهاالسلام وجود داشت كه در ضمن مقایسه آن دو بانو خواهد آمد. در رفتار و گفتار شگفت و رمزآلود پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله در باره فاطمه زهرا علیهاالسلام پیام مهمى براى مسلمانان و جامعه بشرى نهفته است. آن پیام عبارت است از اعلام بالاترین تقدس براى فاطمه علیهاالسلام و معیار قرار دادن آن حضرت در سنجش ایمان قلبى و دیندارى مسلمانان. قرآن با تعبیر شگفت «نسائنا» (زنان ما) از فاطمه زهرا علیهاالسلام در آیه مباهله بیان مى كند كه فاطمه علیهاالسلام تجلى اوصاف نیك زنان بهشتى بوده، تقدس همه آنها در او جمع است.

با این همه بسى جاى تأسف است كه عده اى از مسلمانان در صدر اسلام با آگاهى از تقدس آن بانو در مقابل ثمنى بخس، نه تنها قداست فاطمه زهرا علیهاالسلام را به بشریت اعلام و تثبیت نكردند، بلكه آن را كتمان نمودند. آنان براى حفظ حكومت غاصبانه مهم ترین مانع یعنى فاطمه علیهاالسلام را ترور شخصیت و شخص نمودند و از طرف دیگر براى عقده گشایى ها و بالا بردن عایشه نگذاشتند قدر آن بانوى مقدس شناخته و معهود گردد.

متأسفانه آنان با آن كتمان و ترور نه تنها به اسلام جفا كردند، بلكه بر بشریت ظلم روا داشتند؛ زیرا اگر امروز فاطمه علیهاالسلام همانند مریم(سلام الله علیها) در میان تمام مسلمانان به عنوان فاطمه مقدس مشهور و معهود بود، بالاترین نماد و دلیل مبنى بر احترام اسلام به زن در اختیار مسلمانان بود. آنان مهم ترین معیار سنجش دیندارى و تقرب به پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله را از مسلمانان گرفتند.

بسى مایه تعجب است كه امروز هیچ مسیحى نیست كه مریم را به عنوان مقدس نشناسد و نام نبرد، امّا با كمال تأسف نگارنده با یك افسر مصرى در كنار خانه كعبه در سال 1376 ملاقات و گفت و گو نمود و معلوم گردید او اصلاً فاطمه زهرا علیهاالسلام را نمى شناسد و نمى داند پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله چنین دخترى داشته است؟!

در میان پیروان مسیح نیز اختلاف و شكافى عمیق پدید آمده است. پروتستانها اختلافات فراوانى با كاتولیكها دارند و حتى میان آنها نزاعهاى خونین در گرفت كه هنوز ادامه دارد. لوتر به عنوان رهبر پروتستانها كه با تقدس زدایى از كلیسا و كشیشها مبارزه خود را علیه كاتولیكها شروع نمود، هرگز در صدد برنیامد كه تقدس حضرت مریم یا حضرت مسیح را نفى كند، بلكه در بالاترین حد به تقدس حضرت مریم اعتراف دارد و تأكید مى كند. با تمام اختلافاتى كه در میان مسیحیها وجود دارد روى تقدس مریم اتفاق نظر دارند، لذا چه كاتولیك و چه پروتستان در گرفتاریها ندا مى دهد: اى مریم مقدس. این در حالى است كه فاطمه زهرا علیهاالسلام براى مقدس بودن شایسته تر و سزاوارتر است، امّا متأسفانه برخى بعد از رحلت رسول اكرم صلى الله علیه و آله از سر غرض یا جهل بعد از غصب خلافت و خانه نشین كردن على علیه السلام به تقدس زدایى از فاطمه علیهاالسلام اقدام كردند.

تأسف آورتر اینكه امروزه برخى از روشنفكران مسلمان حتى شیعى، با تقلید از لوتر، به گمان خود به دنبال نهضت اصلاح دینى و پروتستانتیسم اسلامى هستند، امّا هرگز حد لوتر را نگه نداشته، اعتقادى به تقدس فاطمه زهرا علیهاالسلام از خود نشان نمى دهند.

مقایسه فاطمه مقدس علیهاالسلام با مریم مقدس(سلام الله علیها)

1 ـ شرافت خانوادگى

مریم از خاندان ماثان از فرزندان حضرت داوود علیه السلام بود و عمران پدر مریم، بزرگ این خاندان پیش از عهد هیرودوس(9) و از خانواده نبوت و دیانت بود(10).

در شرافت خانوادگى حضرت مریم همین بس كه حضرت عیسى علیه السلام از پیامبران بزرگ و ولیده آن خانواده است. خداوند سوره مریم را به نام این خانواده نام نهاده و چندین بار از این خانواده سخن گفته است. در آیه «اِنَّ اللّه َ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحا وَ آلَ اِبْرَاهِیمَ وَ آلَ عِمْرَانَ عَلَى العَالَمِینَ»(11) این خانواده را یكى از چهار خانواده برگزیده معرفى كرده است.

در بیان شرافت خانوادگى حضرت فاطمه نیز سخن بسیار و امرى روشن براى مسلمانان است. طبق روایت امام رضا علیه السلام (12) و روایات(13) دیگر، آل ابراهیم در آیه یاد شده ـ خانواده پیامبر اكرم ـ از چهار خانواده برگزیده است.

افزون بر اینكه بدون هیچ تردیدى خداوند در آیه تطهیر(14) از اهل بیت رسول به صراحت یاد كرده است و در سوره ابراهیم با تعبیر شجره مباركه(15) و بیوت در آیه «فِى بُیُوتٍ أَذِنَ اللّه ُ أَنْ تُرفَعَ وَ یُذْكَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالغُدُوِّ وَ الآصَالِ»(16) به خانواده حضرت فاطمه اشاره كرده است. خداوند سوره دهر یا هل أتى را در باره اهل بیت پیامبر صلى الله علیه و آله نازل فرموده است(17). از همه مهم تر اینكه خداوند اجر رسالت پیامبر صلى الله علیه و آله را عشق به خاندان محمّد (قربى) قرار داده و فرموده است: «قُل لاَ أَسْأَ لُكُمْ عَلَیهِ اَجْرا إلاَّ المَوَدَّةَ فِى القُرْبى»(18).

صاحب الغدیر نُه روایت از طریق اهل سنت با اسناد آن آورده است كه در آیه یاد شده مراد از قربى، اهل بیت رسول اكرم است(19). در روایات حتّى به طرق اهل سنّت آمده است كه آل محمّد همان صادقون(20) در آیه شریفه «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّـقُوا اللّه َ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ»(21) و سابقون(22) در آیه شریفه «وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ. أُولـئِكَ المُقَرَّبُونَ»(23) و صراط مستقیم(24) در آیه «اِهْدِنَا الصِّرَاطَ المُسْتَقِیمَ»(25) مى باشند. بدون تردید شرف هر خانواده به شرافت پدر، مادر و فرزندان است كه در ادامه به بحث در این باره مى پردازیم.

2 ـ پدر

عمران پدر حضرت مریم بود كه قبل از تولّد حضرت مریم درگذشت(26). نام او در قرآن آمده است: «اِذ قَالَتِ امْرَأَتُ عِمْرَانَ»(27). طبق گزارش ابن اسحاق، نسب او با چهارده واسطه به حضرت داوود علیه السلام مى رسد و او را صاحب صلاه بنى اسرائیل خوانده اند(28). او از بندگان مؤمن و پاك خداوند بود. مورخان او را از روحانیون و كاهنان بزرگ زمان خود معرفى كرده اند(29)، امّا با توجّه به وحى الهى به عمران، بر طبق دلالت روایت امام صادق علیه السلام و تصریح امام باقر علیه السلام ، از پیامبران قوم خود بوده است(30).

امّا پدر فاطمه زهرا علیهاالسلام محمّد بن عبد اللّه صلى الله علیه و آله ، برترین پیامبران الهى(31) و خاتم آنان بود.

3 ـ مادر

مادر حضرت مریم حنه همسر عمران از زنان عبادتگر زمان خود بود(32). خداوند متعال در قرآن از او به بزرگى یاد كرده است: «اِذ قَالَتِ امْرَأَتُ عِمْرَانَ...»(33) حدود سى سال(34) صاحب فرزند نمى شد، تا اینكه با قلبى شكسته از خداوند درخواست نمود و آن گاه با لطف الهى(35) باردار شد. او به شكرانه این نعمت با نیّت خالص نذر نمود كه فرزند عزیز خود را معتكف و خدمتگزار بیت المقدس قرار دهد: «اِنّى نَذَرتُ لَكَ مَا فِى بَطْنى مُحَرَّرا» او نذر خود را ادا كرد. شرف ایشان وقتى معلوم مى شود كه خداوند اعلام داشت كه نذر او را به نیكى قبول كرده است: «فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ»(36).

امّا مادر فاطمه زهرا علیهاالسلام حضرت خدیجه سلام اللّه علیه است. قرآن به كنایه از آن حضرت یاد مى كند: «وَ وَجَدَكَ عَائِلاً فَاَغْنَى»(37). مرحوم مجلسى طبق روایات مى گوید كه این آیه شریفه به حضرت خدیجه اشاره دارد(38). ابن عبّاس در تفسیر این آیه مى فرماید: «خداوند پیامبر را فقیر یافت و مردم مى گفتند پیامبر مالى ندارد؛ پس خداوند با مال خدیجه وى را غنى و بى نیاز گرداند.»(39)

در شرافت حضرت خدیجه همین بس كه او اولین زنى بود كه اسلام آورد و رسالت پیامبر صلى الله علیه و آله را تصدیق نمود و تا آخرین لحظه در كنار رسول اكرم صلى الله علیه و آله ماند و براى ایشان كمك كار و دلسوز و مهربان بود. پیامبر فرمود: «دین اسلام به وسیله دو عامل استوار شد؛ یكى شمشیر على علیه السلام و دیگر مال خدیجه علیهاالسلام .»(40) او تمام اموال خود را وقف اسلام و اهداف پیامبر صلى الله علیه و آله نمود.

در روایات آمده است كه او یكى از چهار زن برگزیده(41) و بهشت مشتاق اوست(42). او بعد از مرگ، همدم مریم و آسیه خواهد بود(43).

آن حضرت این شرف را داشت كه نطفه آخرین دخترش فاطمه علیهاالسلام از مائده بهشتى(44) باشد و در هنگام حزن و نگرانى نسبت به رسول اكرم صلى الله علیه و آله در زمان باردارى، فرزندش فاطمه علیهاالسلام از باطن او با او سخن گوید و به او دلدارى دهد(45).

4 ـ آگاهانیدن پدر به پاكى فرزند قبل از ولادت

خداوند قبل از انعقاد نطفه و ولادت حضرت مریم از طریق بشارت ولادت فرزندش عیسى علیه السلام خبر داد كه فرزندى سالم و مبارك به او هدیه خواهد كرد؛ پسرى كه به اذن پروردگار بیماران را شفا خواهد داد و مردگان را زنده خواهد كرد و او را رسول خود قرار خواهد داد(46).

امّا ولادت حضرت فاطمه علیهاالسلام به طور مستقیم به پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه و آله در معراج و در زمین و حتّى چگونگى شكل گیرى او از طعام بهشتى خبر داده شد(47).

خداوند قبل از ولادت فاطمه علیهاالسلام به پیامبر صلى الله علیه و آله خبر داد كه شكم خدیجه ظرف امامت است. پیامبر به مناسبتى به فاطمه زهرا علیهاالسلام فرمود: «إنّ بطن أمّك كان للإمامة وعاء»؛ یعنى شكم مادر تو ظرف امامت بود(48).

5 ـ قابله و پرستار هنگام تولد

هنگام ولادت، قابله حضرت مریم و پرستار مادرش همسر حضرت زكریا به نام الیزابت بود، امّا قابله فاطمه زهرا علیهاالسلام چهار زن بهشتى به نام حضرت حوا، آسیه، كلثوم خواهر موسى و حضرت مریم بودند(49).

6 ـ نامگذارى آسمانى

نامگذارى حضرت مریم توسط مادر ایشان صورت گرفت: «اِنِّى سَمَّیْتُهَا مَرْیَم»(50) و مریم به معناى عابد یا خدمتگزار است.

امّا اسم فاطمه علیهاالسلام از جانب خداوند متعال تعیین گردید. امام صادق علیه السلام مى فرماید: «براى فاطمه نزد خداوند نُه اسم است. آنها عبارت اند از: فاطمه، صدیقه، مباركه، طاهره، زكیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا.»(51)

امام باقر علیه السلام در روایت دیگر مى فرماید: «هنگامى كه فاطمه زهرا علیهاالسلام ولادت یافت خداوند متعال به فرشته اى وحى نمود تا این نام (فاطمه) را بر زبان محمّد صلى الله علیه و آله جارى نماید؛ لذا حضرت او را فاطمه نام نهاد.»(52)

از اهل سنّت قسطلانى، زرقانى، غسانى، خطیب بغدادى و حافظ دمشقى با نقل روایت اعتراف كرده اند كه اسم فاطمه از طرف خداوند بوده است(53).

7 ـ رویش نیكو و مبارك

خداوند درباره حضرت مریم فرمود: «وَ اَنبَتَها نَباتا حَسَنا»(54). مراد این است كه به مریم و فرزند او رشد و پاكیزگى داده شد و به او و هر یك از ذریه و شاخه اى كه از تنه درخت وجودى او مى رویَد، حیاتى افاضه شد كه آمیخته با نفس شیطان و پلیدى و نفسانیات و وسوسه هاى او نباشد، خلاصه آنكه حیاتى طیب و طاهر و مستمر به او و فرزندش افاضه گردید(55) و نسل پاك او هنوز استمرار دارد و حضرت عیسى علیه السلام در حال حیات طیب است.

فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز مباركه؛ یعنى خیر، سعادت و فزونى، نافع و مقدس(56) و زكیه؛ یعنى نمو و زیادتى(57) و كوثر یا خیر كثیر، كثیر الخیر و كثیر النسل(58) است.

خداوند به او و نسلش پاكى، بركت، كثرت و استمرار بخشید و عمر فرزندش حضرت بقیة اللّه را به استمرار عمر عیسى علیه السلام قرار داد. حضرت زهرا علیهاالسلام پس از شهادت، دو پسر و دو دختر بر جاى گذاشت و به رغم واقعه كربلا كه از امام حسن علیه السلام هفت فرزند و از زینب كبرى یك فرزند و از امام حسین علیه السلام جز امام سجاد بقیه شهید شدند وام كلثوم نیز فرزندى نداشت و نیز به رغم واقعه حره(59)، واقعه زید بن على بن الحسین كه در مقابل هشام بن عبد الملك ایستاد و سرانجام تمام همراهان او كه بیشتر آنها از ذریه فاطمه علیهاالسلام بودند شهید شدند و واقعه فخ كه جنگ یكى از نوادگان امام حسن علیه السلام با بنى العباس بود و تمام آنان كشته شدند، نسل فاطمه علیهاالسلام به طور گسترده ادامه یافت و اسلام ناب به دست آنها تا امروز استمرار پیدا كرد و بالاخره امام عصر ـ روحى و ارواح العالمین لمقدمه الفداء ـ كه از نهمین نسل فاطمه زهرا علیهاالسلام است، ثمره انماء و رویاندن پاك الهى مى باشد و امروز كلمه باقیه على علیه السلام و فاطمه زهرا علیهاالسلام است «وَ جَعَلَهَا كَلِمَةً بَاقِیَةً فِى عَقِبِهِ»(60)، تا حكومت الهى و مورد خواست خدا را برپا نماید.

8 ـ كفیل و سرپرست

پدر مریم قبل از تولّد او وفات یافت و مادرش او را نذر معبد نمود و چون نمى توانست سرپرستى و كفالت او را برعهده گیرد وى را به معبد سپرد. درباره كفالت او میان راهبان معبد اختلاف شد و بر اساس قرعه كفالت او بر عهده حضرت زكریاى پیامبر كه شوهر خاله او بود(61) قرار گرفت: «وَ كَفَّلَهَا زَكَرِیّا»(62).

امّا كفیل و مربى فاطمه زهرا علیهاالسلام پدرشان پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله مربى، معلم و هادى تمام مردم بود و تا چندین سال حضرت خدیجه، مادر آن بانو در كنارشان بود.

9 ـ محل تربیت

محل تربیت حضرت مریم مسجد و محراب بود: «كُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَكَرِیَّا المِحْرَابَ»(63). محل تربیت حضرت فاطمه علیهاالسلام ، بیت رسول اكرم صلى الله علیه و آله در جوار خانه كعبه در مكه و در مدینه خانه آن حضرت در جوار مسجد و خانه رسول اكرم بود. خداوند از تربیتگاه و خانه او در قرآن به نیكى یاد كرده و فرموده است: «فِى بُیُوتٍ اَذِنَ اللّه ُ أنْ تُرفَعَ وَ یُذكَرَ فِیهَا اسْمُهُ...»(64).

10 ـ صاحب محراب

محراب جایى ویژه عبادت است؛ حال چه در مسجد باشد و چه در خانه(65). حضرت مریم داراى محرابى بود كه در آن به عبادت خداوند و ستیز با پلیدى و شیطان مشغول بود: «كُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَكَرِیَّا المِحْرَابَ»(66).

حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز داراى محرابى بود كه پیامبر و ائمه بارها از آن سخن گفتند. امام صادق علیه السلام مى فرماید: «اذ قامت فى محرابها زهر نورها لأهل السماء.»(67)

امام حسن علیه السلام در روایتى از محراب مادر چنین یاد مى كند: «رأیت أمّى فاطمة قامت فى محرابها لیلة جمعتها.»(68)

11 ـ زیبایى ظاهرى

امام باقر علیه السلام درباره حضرت مریم مى فرماید: «او زیباترین زنان بود؛ اجمل النساء.»(69)

در روایت دیگر نقل شده است كه در قیامت زنانى كه به خاطر زیبایى خود دچار فتنه شده اند و آن زیبایى را بهانه قرار مى دهند، حضرت مریم را حاضر مى كنند و از آنان مى پرسند آیا شما از حضرت مریم زیباتر بودید؟!(70) در واقع زیبایى آن حضرت حجتى براى سایر زنان است.

از حضرت فاطمه علیهاالسلام در قرآن به كوكب دُرّى یاد شده است(71) و طبق روایات از شدت درخشندگى چهره، آن حضرت را زهرا نامیده اند(72). پیامبر صلى الله علیه و آله درباره خلقت ایشان فرمودند: «فاطمه حوراء انسیه خلق شده است»(73)؛ یعنى او حوریه اى است به صورت انسان. از مجموع روایات به دست مى آید كه بانوى دو عالم، از چهره درخشنده و نورانى و پر تلألؤ بهره مند بودند.

او آن چنان زیبا بود كه گویى ماه شب چهارده است و پندارى كه گردن وى از سپیدى مانند تُنگ بلورى مى ماند، همواره متبسم بود و زمانى كه تبسم مى نمود دندانهایش مانند لؤلؤ منظم مشاهده مى شد(74).

12 ـ قلب پر از ایمان و یقین

حضرت مریم قلبى پر از ایمان و یقین به خداوند داشت. به همین سبب نیز خداوند درباره ایشان مى فرماید: «صَدَّقَت بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَ كُتُبِهِ»(75). روشن است كسى كه وحى الهى به پیامبران و تمام وعد و وعید و اوامر و نواهى خداوند و تمام كتب آسمانى را تصدیق مى كند، قلبى پر از ایمان و یقین دارد.

وجود مطهر حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام از هر نوع شرك خالى بود و قلبى كه پاك و مطهر از هر نوع آلودگى و دنسى باشد پر از ایمان و یقین است. به طور خاص درباره ایمان و یقین فاطمه زهرا علیهاالسلام روایات متعددى به دست ما رسیده است. پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله در این باره مى فرماید: «یا سلمان إنّ ابنتى فاطمة ملأ اللّه قلبها و جوارحها ایمانا الى مشاشها تفرغت لطاعة اللّه .»(76)

تأمل و دقت در خطبه زهرا علیهاالسلام در مسجد مدینه در دفاع از فدك(77)، منزلت ایمان آن حضرت را روشن مى سازد.

13 ـ نیل به آخرین درجه كمال

حضرت مریم(سلام الله علیها) و حضرت فاطمه علیهاالسلام هر دو به نهایت كمال ممكن دست یافته بودند. پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله فرمود: «مردان زیادى به نهایت كمال رسیدند، امّا از زنان فقط حضرت آسیه دختر مزاحم همسر فرعون، مریم دختر عمران، خدیجه دختر خویلد و حضرت فاطمه علیهاالسلام به نهایت كمال رسیدند.»(78)

14 ـ مقام ولایت الهى

حضرت مریم چنان عبادت پروردگار نمود كه خداوند به او ولایت بخشید. از همین رو در باب پیامبرى او اختلاف است و جمعى از مسلمانان او را از پیامبران دانسته اند(79).

فاطمه زهرا نیز ولیة اللّه بود و مقام ولایت به او اعطا شده بود و پدرش رسول اكرم صلى الله علیه و آله همسرش على علیه السلام و فرزندانش و خود آن حضرت به آن مقام مفتخر بودند.

15 ـ صدیقه و هم رتبه با انبیاء

حضرت مریم صدیقه بود: «وَ اُمُّهُ صِدِّیقَة»(80). حضرت زهرا نیز صدیقه بود، لذا یكى از اسامى آن بانو صدیقه است. به طرق متعددِ اهل سنت از عایشه نقل شده كه گفت: «ما رأیتُ أصدق لهجة من فاطمه.»

پیامبر صلى الله علیه و آله در روایتى فرمود: «... اى على علیه السلام ، همسرى صدیقه مانند دختر من به تو داده شد كه من چنین همسرى ندارم.»(81)

امام صادق علیه السلام فرمود: «فاطمه را على علیه السلام غسل داد، چون صدیقه را كسى جز صدیق غسل نمى دهد.»(82)

معانى متعددى براى صدیقه ذكر كرده اند:

1 ـ بسیار راستگو؛ 2 ـ كسى كه فراوان راست مى گوید؛ 3 ـ كسى كه در راستگویى كامل است؛ 4 ـ كسى كه هرگز دروغ نگفته است؛ 5 ـ آن كه سخن خود را باعمل خویش تصدیق مى كند؛ 6 ـ كسى كه آنچه خدا به او فرموده و به انبیاء خود امر نموده تصدیق مى كند و در وحى الهى هیچ گاه دچار تردید نمى شود.

از آیات و روایات به روشنى به دست مى آید مرتبه صدیقین در ردیف مراتب انبیاء و شهدا مى باشد: «وَ مَنْ یُطِعِ اللّه َ وَ الرَّسُول فَاولـئِكَ مَعَ الَّذِینَ اَنعَمَ اللّه ُ عَلَیهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِینَ وَ حَسُنَ اولـئِكَ رَفِیقا»(83).

پی نوشتها

1 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 48، 49 و 77؛ ج 14، ص 201.
2 ـ همان، ج 43، ص 77.
3 ـ همان، ج 43، ص 49-48؛ ج 14، ص 197 و 206.
4 ـ فاطمه از ولادت تا شهادت، ص 488.
5 ـ الغدیر، ج 2، ص 61؛ مناقب، ج 4، ص 24.
6 ـ فاطمه از ولادت تا شهادت، ص 638.
7 ـ فاطمه، ص 649.
8 ـ مجموعه سخنرانیها و مقالات قرآنى، ص 82.
9 ـ تاریخ ابن خلدون، ج 1، ص 159.
10 ـ قصص الأنبیاء، ص 376.
11 ـ آل عمران / 33.
12 ـ الخصال، ج 1، ص 225.
13 ـ البرهان فى تفسیر القرآن، ج 1، ص 278-277.
14 ـ احزاب / 33.
15 ـ ابراهیم / 24.
16 ـ نور / 36.
17 ـ الغدیر، ج 3، ص 107.
18 ـ شورى / 23.
19 ـ الغدیر، ج 3، ص 31.
20 ـ همان، ج 3، ص 350.
21 ـ توبه / 119.
22 ـ الغدیر، ج 2، ص 306.
23 ـ واقعه / 11-10.
24 ـ الغدیر، ج 2، ص 211.
25 ـ فاتحة الكتاب / 6.
26 ـ قصص قرآن در المیزان، ج 2، ص 407.
27 ـ آل عمران / 35.
28 ـ قصص الأنبیاء، ص 352.
29 ـ تاریخ ابن خلدون، ج 1، ص 159.
30 ـ المیزان، ج 3، ص 184.
31 ـ علل الشرایع، ص 124.
32 ـ قصص الأنبیاء، ص 352.
33 ـ آل عمران / 35.
34 ـ تاریخ ابن خلدون، ج 1، ص 159.
35 ـ بحارالأنوار، ج 14، ص 194.
36 ـ آل عمران / 37.
37 ـ ضحى / 8.
38 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 49.
39 ـ البرهان فى تفسیر القرآن، ج 4، ص 473.
40 ـ فاطمه از ولادت تا شهادت، ص 439.
41 ـ الخصال، ج 1، ص 206.
42 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 53.
43 ـ همان، ج 43، ص 28.
44 ـ همان، ج 43، ص 4.
45 ـ همان، ج 43، ص 2.
46 ـ المیزان، ج 3، ص 183؛ اصول كافى، ج 2، ص 484؛ بحارالأنوار، ج 14، ص 199.
47 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 5-4.
48 ـ همان، ج 43، ص 43.
49 ـ همان، ج 43، ص 3.
50 ـ آل عمران / 36.
51 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 10؛ علل الشرایع، ص 178.
52 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 13؛ علل الشرایع، ص 179.
53 ـ الغدیر، ج 2، ص 295.
54 ـ آل عمران / 37.
55 ـ المیزان، ج 3، ص 173.
56 ـ مفردات راغب، ص 44؛ مجمع البحرین، ج 5، ص 258.
57 ـ مفردات راغب، ص 212.
58 ـ همان، ص 326؛ مجمع البحرین، ج 3، ص 469.
59 ـ فاطمه از ولادت تا شهادت، ص 553.
60 ـ زخرف / 28.
61 ـ قصص قرآن، ص 232.
62 ـ آل عمران / 36.
63 ـ آل عمران / 37.
64 ـ نور / 36.
65 ـ المیزان، ج 3، ص 174.
66 ـ آل عمران / 379.
67 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 12؛ علل الشرایع، ص 181.
68 ـ علل الشرایع، ص 182؛ كشف الغمه، ج 2، ص 25؛ بحارالأنوار، ج 43، ص 81 .
69 ـ بحارالأنوار، ج 14، ص 204.
70 ـ همان، ج 14، ص 192.
71 ـ البرهان فى تفسیر القرآن، ج 3، ص 133.
72 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 16.
73 ـ همان، ج 43، ص 18.
74 ـ بنگرید به: فاطمه زهرا، از تولّد تا شهادت، ص 33-31.
75 ـ تحریم / 12.
76 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 64.
77 ـ كشف الغمه، ج 2، ص 40؛ بحارالأنوار، ج 43، ص 158.
78 ـ المیزان، ج 19، ص 346؛ مجمع البیان، ج 5، ص 320.
79 ـ تاریخ ابن خلدون، ص 161.
80 ـ مائده / 75.
81 ـ الغدیر، ج 2، ص 312.
82 ـ علل الشرایع، ص 184.
83 ـ نساء / 68.

محمّد جواد سلمانپور




طبقه بندی: مناسبتها،  مقالات نماز، 
مطالب مرتبط: جایگاه حضرت فاطمه و مریم (علیهما السلام) آیات و روایات (قسمت دوم)، جایگاه حضرت فاطمه و مریم (علیهما السلام) آیات و روایات (قسمت سوم)،
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 17 اردیبهشت 1392 | توسط : ابوالفضل حسن نژاد | نظرات()